صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
تلفن خاموش رییس جمهور
شرمنده شهداییم....
 
 اصفهان همواره در عرصه هاي سياسي در همه دوران تاريخ اثرگذار بوده است. فريادهاي آيت الله مدرس در مجلس ملي براي آزادي و عدالت، مبارزات حاج آقا نورالله نجفي عليه استبداد رضاخاني و حضور وزراي تاثيرگذار اصفهاني در كابينه هاي بعد از انقلاب نقش پررنگ اين شهر را در تاريخ معاصر نشان مي دهد.
 
سیدحسن مدرس در سال ۱۲۴۹ در روستای سرابه شهرستان اردستان متولد شد. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدر بزرگش میر عبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میر عبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.او تحصیل خود را در علوم اسلامی در اصفهان نزد علامه شیخ مرتضی ریزی، جهانگیر خان قشقایی ادامه داد. وي پس از اتمام تحصيلات در اصفهان در ۱۲۷۲ وارد نجف اشرف شد و پس از زيارت بارگاه مقدس نخستين فروغ امامت و تشرف به حضور آية الله ميرزاي شيرازي در مدرسه منسوب به صدر سكونت اختيار نمود در نجف نزد مراجعی چون میرزای شیرازی، آخوند خراسانی و سید محمدکاظم یزدی به تحصیل پرداخت. وی تحصیلات حوزوی اش را تا درجه اجتهاد ادامه داد؛ آنگاه به اصفهان بازگشت و مشغول تدریس فقه و اصول شد. تسلط وي به هنگام تدريس در حدّي بود كه از اين زمان به «مدرس» مشهور گشت. مدرس یکی از ۵ مجتهد طراز اولی است که به مجلس اول راه یافتند.وی که در ۵ دوره نماینده مجلس بود در ۱۶ مهر ۱۳۰۷ دستگیر و به دامغان و مشهد و سپس به خواف تبعید کرد. مدرس ۷ سال در خواف توسط مأموران تحت نظر بود و در ۲۲ مهر ۱۳۱۶ از خواف به کاشمر منتقل شد و سرانجام در شب ۱۰ آذر ۱۳۱۶ به شهادت رسید.از وی نزدیک به ۲۰عنوان کتاب و رساله به یادگار باقی مانده است


حاج آقا نورالله نجفي، يكي از مهمترین فصل های تاریخی سیاسی اصفهان پس از نهضت مشروطه، جریان قیام علمای اصفهان به رهبری حاج اقا نورالله علیه استبداد رضاخانی در سال ۱۳۰۶ هجری شمسی است.
وی فرزند چهارم حاج شیخ محمد باقر نجفی، فرزند شیخ محمدتقی رازی صاحب هدایةالمسترشدین از مراجع تقلید و آزادی‌خواهان دوره مشروطه‌است. حاج آقا نور الله از طرف پدر و مادر به کاشف الغطاء می‌رسد. در سال ۱۳۰۸ قمری که مردم اصفهان به رهبری آقا محمدتقی نجفی معروف به آقا نجفی اصفهانی، برادر بزرگ حاج آقا نورالله، به مبارزه با عقد قرارداد رژی پرداختند، حاج آقا نورالله نیز با قیام تنباکو و جنبش مشروطیت هم صدا شد و مانند برادرش، از فتوای مراجع پشتیبانی کرد.
وی زمانی که محمدعلی شاه قاجار، مجلس شورای ملی را به توپ بست و عده‌ای از آزادی خواهان را در باغ شاه تهران، کشت، وی سپاهی از جوانان مشروطه خواه را در اصفهان بسیج کرد و آنها را برای فتح تهران به یاری ایل بختیاری فرستاد و با صدور فتوایی، دولت مشروطه را واجب و مخالفت با آن را حرام اعلام کرد. وی در سال ۱۳۲۹ قمری در اعتراض به تندروی‌های برخی رهبران مشروطه، مجددا به عتبات عراق رفت و تا سال ۱۳۳۳ قمری آنجا ماند، با درگیری جنگ جهانی اول، از آلمان و دولت مسلمان عثمانی حمایت کرد و عده‌ای را بسیج کرد و برای کمک به نیروهای عثمانی به همدان فرستاد، با نزدیک شدن نیروهای روسی به اصفهان از راه بختیاری به کرمانشاه رفت و بعداً به قم هجرت کرد. در قم به فعالیت علیه حکومت استبدادی رضاخان ادامه داد. پس از کودتای ۱۲۹۹ رضاخان در صدد برآمد تا با اعلام جمهوری، خود را اولین رئیس جمهوری ایران معرفی کند. مدرس در تهران با استفاده از نفوذ و قاطعیت خود در برابر این حرکت ایستاد و طی نامه‌ای از علمای اصفهان کمک و همراهی خواست، علمای اصفهان و در رأس آنها حاج آقا نورالله طی نامه‌ای برای همراهی با مدرس اعلام آمادگی کردند، پایمردی و مخالفت مدرس و دیگران باعث شد تا جمهوری خواهان قلابی عقب نشینی کنند.


سید محمد حسینی بهشتی
۲ آبان ۱۳۰۷ در محله لنبان اصفهان است. وی در سال ۱۳۲۱ وارد مدرسه صدر شد و پس از تحصیل ادبیات عرب، منطق، کلام و سطوح فقه و اصول، در سال ۱۳۲۵ راهی قم شد و به مدرسه حجتیه رفت.در سال ۱۳۲۷ دیپلم ادبی را با شرکت در امتحان متفرقه اخذ کرد و به دانشکده الهیات و علوم اسلامی دانشگاه تهران وارد شد و مدرک کارشناسی رشته فلسفه و حکمت اسلامی را در سال ۱۳۳۰ از دانشگاه تهران دریافت نمود.در سال ۱۳۳۵ دوره دکتری خود را در رشته فلسفه آغاز کرد، اما با توجه به فعالیت در قم و مبارزات و سفر به آلمان نتوانست به موقع دوره را به پایان برساند و سرانجام در سال ۱۳۵۳ از پایان‌نامه دکتری دفاع کرد. وی دبیر شورای انقلاب بود. پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، در ۲۹ اسفند ۱۳۵۷ حزب جمهوری اسلامی را به همراه تنی چند از مقامات بلندپایه انقلاب تأسیس کرد. سپس توسط مردم برای عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد. در ۴ اسفند ۱۳۵۸ در حکمی از سوی حضرت امام ریاست قوه قضائیه و دیوان عالی کشور را بر عهده گرفت و در ۲ تیر ماه ۱۳۶۰ پس از برکناری ابوالحسن بنی‌صدر، به همراه شهید رجایی و آیت‌آلله هاشمی رفسنجانی در شورای موقت ریاست جمهوری عضویت داشت. سرانجام در سمت ریاست قوه قضاییه، در شامگاه ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار ساختمان حزب توسط گروهک منافقین به همراه ۷۲ نفر از بلندپایه ترین مقامات ایران، به شهادت رسید

حاج آقا رحیم ارباب ۱۲۹۷ هجری قمری برابر ۱۲۵۹ در چرمهین لنجان است.پدرش حاج علی پناه، مشهور به ارباب حاج آقا (فرزند عبدالله مشهور به ارباب آقا) فرزند حاج علی پناه فرزند ملا عبدالله شیرانی بود. آقا رحیم در خانواده ای رشد کرد که افرادی باسواد، اهل شعر و ادب و تاریخ بودند. پدر ایشان در شعر، تخلص «لنگر» داشت و سال ها با عمان سامانی و دهقان سامانی و ملا محمد همامی و دیگر شعرای معاصرش جلسات شعر داشت. آقا رحیم ارباب، ادبیات فارسی و بخشی از صرف و نحو را در کودکی، نزد ملا محمد همامی، در «چرمهین» خواند. وی در اصفهان، بقیه مقدمات و سطوح را نزد حاج میرزا بدیع (متوفا: ۱۳۱۸ هـ ق)، قوانین اصول را نزد علامه آیت الله آقا سید محمدباقر درچه ای (متوفا: ۱۳۴۲ هـ ق) و خارج اصول فقه را نزد سید ابوالقاسم دهکردی و حاج آقا منیر احمدآبادی (متوفا: ۱۳۴۲ هـ ق) آموخت. فلسفه، هیئت و ریاضیات را نزد جهانگیر خان قشقایی و آخوند ملا محمد کاشی فراگرفت. وی ۴ سال به فراگیری اسفار نزد حاجی ملا اسماعیل درب کوشکی پرداخت. او برای ادامه تحصیلات، به عراق رفت و در درس میرزا محمد حسن شیرازی شرکت کرد، تا به مقام اجتهاد نائل آمد. آیت الله ارباب جواهر،فقه و شرح لمعه را تدریس می کرد. وی در ۱۸ ذی الحجه ۱۳۹۶ مصادف با ۱۹ آذر ماه ۱۳۵۵ در روز عید غدیر دارفانی را وداع گفت. بدن مطهرش را در تخت فولاد اصفهان، حوالی تکیه ملک به خاک سپردند.

عطاءالله اشرفی اصفهانی در سال ۱۲۸۱ ش در خمینی شهر اصفهان در خانواده ای روحانی متولد شد. شهید اشرفی تحصیلات ابتدایی مقدماتی را در خمینی شهر گذرانده و در سن ۱۲ سالگی جهت ادامه تحصیل راهی اصفهان شد و طی حدود ده سال از محضر علمایی چون آیت الله سید مهدی درچه‌ای ، آیت الله سید محمد نجف آبادی، مرحوم فشاركی و مرحوم مدرس استفاده كردند. شهید اشرفی با همه مشكلات و مسائل آن زمان، در تحصیل علوم اسلامی و دینی جدیت به خرج می¬داد و پس از اندك زمانی از فضلا و مدرسین نامی و برجسته حوزه علمیه قم به شمار می¬آمد و در سن ۴۰ سالگی اجازه اجتهاد خود را از آیت الله خوانساری دریافت كرد. در سال ۱۳۳۵ ش شهید اشرافی بنا به دستور مرحوم آیت الله بروجردی جهت تبلیغ و نشر معارف و احكام دین و تقویت بنیه دینی و مذهبی اهالی كرمانشاه به انجام اعزام و رحل اقامت افكند پس از ورود به كرمانشاه طلاب و شاگردان بسیاری را تربیت نمود و حوزه علمیه کرمتنشاه را تأسیس کرد. شهید آیت الله اشرفی اصفهانی پس از ۸۰ سال زندگی پرافتخار و خدمت به اسلام و قرآن، توسط یكی از مزدوران آمریكا و منافقین كوردل در ساعت ۱۵/۱۲ ظهر ۲۳ مهرماه ۱۳۶۱ در سنگر نماز جمعه مسجد جامع کرمانشاه و در محراب نماز به افتخار شهادت نائل آمد.

مهندس مجید شریف واقفی در سال ۱۳۲۷ در یک خانواده مذهبی در شهر تهران به دنیا آمد لیکن خانواده او اصالتاً به شهرستان تاریخی نطنز در استان اصفهان تعلق دارند. بعد از چند روز از تولد او پدرش که کارمند اداره فرهنگ و هنر بود به شهر اصفهان منتقل شد. وی در سال ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیلات خود در رشته مهندسی برق در دانشگاه آریامهر راهی تهران شد. در سال ۴۲ به دنبال قیام مردم قم به رهبری امام راحل در ردیف کفن‌پوشان به پشتیبانی از ایشان راهپیمایی کرد. وی پس از ورود به دانشگاه، همراه با دوستان خود انجمن اسلامی آن دانشگاه را بنیان نهاد. سپس برای مبارزه علیه شاه به سازمان مجاهدین خلق پیوست و با صعود در سلسله مراتب آن به یکی از رهبران سازمان تبدیل شد. پس از مدتی بعضی از سران این گروه تصمیم گرفتند ایدئولوژی سازمان را از اسلام به مارکسیسم تغییر دهند. شریف واقفی به شدت با این تصمیم به مخالفت پرداخت. که این مخالفت باعث اخراج وی از شورای مرکزی شد. شریف واقفی در ۱۶ اردیبهشت ۵۴ به دلیل اصرار بر هویت اسلامی خود و مخالفت با مارکسیست شدن سازمان مجاهدین خلق، به دستور سران سازمان کشته شد و جنازه اش به آتش کشیده شد پس از انقلاب تقی شهرام که دستور کشتن وی را داده بود اعدام شد و دانشگاه آریامهر به نام وی به دانشگاه صنعتی شریف تغییر نام داده شد و یکی از خیابان‌های اصلی شهرهای اصفهان، سمنان و نطنز نیز به نام وی نام‌گذاری شد.

شهید حسین خرازى
به سال ۱۳۳۶ در یکى از محله‌هاى مستضعف‌نشین اصفهان در خانواده‌اى آگاه، متقى و باایمان متولد شد. در دوران کودکى به دلیل مداومت پدر بر حضور در نماز جماعت و مراسم دینى، او نیز به این مجالس راه پیدا کرد. در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان حضرت امام خمینى مبنى بر فرار سربازان از پادگانها و سربازخانه‌ها، او و برادرش هر دو از خدمت سربازى فرار کردند و به خیل عظیم امت اسلامى پیوستند به خاطر روحیه نظامى و استعدادى که در این زمینه داشت، مسئولیتهایى را در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت ضد انقلابیون در گنبد، ماموریتى به آن خطه داشت.با شروع غائله کردستان وی در اوج درگیریها، بعد از رشادتهایى که در زمینه آزاد کردن شهر سنندج همراه با شهید على رضاییان از خود نشان داد، در آزادسازى شهرهاى دیگر از قبیل دیواندره، سقز، بانه، مریوان و سردشت، نقش موثرى را ایفا نمود.شهید خرازى با شروع جنگ تحمیلى بنا به تقاضاى همرزمان خود پس از یکسال خدمت صادقانه در کردستان راهى خطه جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعى که در برابر عراقیها در جاده آبادان-اهواز در منطقه دارخوین تشکیل شده منصوب گشت.در عملیات شکست حصر آبادان، فرماندهى جبهه دارخوین را به عهده داشت و دو پل حفار و مارد را که عراقیها با نصب آن دو پل بر روى رود کارون آبادان را محاصره کرده بودند به تصرف درآوردند.شهید خرازى در آزادسازى بستان بهترین مانور عملیاتى را با دور زدن دشمن از چزابه و تپه‌هاى رملى و محاصره کردن آنها در شمال منطقه بستان انجام داد. پس از عملیات پیروزمند طریق‌القدس بود که تیپ امام حسین (ع) رسمیت یافت.در عملیات فتح‌المبین دشمن را در جاده عین‌خوش با همان تدبیر فرماندهى‌اش حدود ۱۵ کیلومتر دور زد و آنها را غافلگیر نمود.در عملیات خیبر که توأم با صدمات و مشقات زیادى بود دشمن، منطقه را با انواع و اقسام جنگ‌افزارها و بمب‌هاى شیمیایى مورد حمله قرار داده بود، اما شهید خرازى هرگز حاضر به عقب‌نشینى و ترک موضع خود نشد، تا اینکه در این عملیات یک دست او در اثر اصابت ترکش قطع گردید و پیکر زخم خورده او به عقب فرستاده شد. این سردار بزرگ در روز هشتم اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید.


محمد جواد ظریف
۱۷ دی ۱۳۳۸ در تهران متولد شد. پدرش از تجار بنام اصفهان بود. وی در دوران تحصیل در مدرسه علوی از طریق مطالعه آثار متفکرانی چون علی شریعتی و محمود طالقانی با اسلام انقلابی آشنا شد. ظریف در سال ۱۳۵۵ با ویزای دانشجویی به آمریکا رفت و لیسانس و فوق لیسانس روابط بین‌الملل و کارشناسی ارشد مطالعات بین‌المللی در ۱۹۸۱، ۱۹۸۲ و ۱۹۸۴ (۱۳۶۰، ۱۳۶۱ و ۱۳۶۳) از دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو و دانشگاه دنور گرفت و پس از آن تحصیلات خود را در مقطع دکترا ادامه داد. او از سال ۵۷ تا ۵۹ مشاور سرکنسولگری ایران در سانفرانسیسکو و بعد از آن تا سال ۶۱ مشاور سیاسی، رایزنی و کارداری نمایندگی ایران در سازمان ملل بوده است. ظریف به مدت ۵ سال از ۱۴ مرداد سال ۱۳۸۱ تا ۵ تیر سال ۱۳۸۶ سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد بوده‌است.پس از گذراندن آزمون جامع دکترایش در ۱۳۶۴، اداره مهاجرت ایالات متحده، روادید او را باطل کرد،فلذا او سه سال بعد از راه دور تحصیلات خود را تکمیل کرد و دکترای حقوق و روابط بین‌الملل در ۱۹۸۸ از دانشگاه دنور دریافت کرد.سرانجام در ۲۴ مرداد ۱۳۹۲ همزمان با روز سوم بررسی کابینه دولت یازدهم، وی توانست با کسب ۲۳۲ رای از ۲۸۱ رای ماخوذه (۸۲٫۵ درصد) تصدی وزارت امور خارجه دولت یازدهم رابه دست بیاورد.

سيد عباس عراقچی
در ۱۳۴۱ در تهران متولد شد.خانواده او اصالتاً از تجار اصفهان بودند و پدر وی پیش از تولدش به تهران مهاجرت کرده بود. وی دارای مدرک لیسانس روابط بین‌الملل از دانشکده وزارت خارجه، فوق‌لیسانس علوم سیاسی از دانشکده علوم سیاسی واحد تهران مرکز و دکترای اندیشه‌های سیاسی از دانشگاه کنت انگلستان است.وی با انتصاب از جانب محمدجواد ظریف، از تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۹۲ به عضویت تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران درآمد.از جمله مسئولیتهای وی تا کنون می‌توان به این موارد اشاره کرد:معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه ،سخنگوی وزارت امور خارجه ،سفیر جمهوری اسلامی ایران در ژاپن، معاون حقوقی و بین‌المللی وزیر امور خارجه، رئیس دانشکده روابط بین‌الملل، رئیس اداره اول اروپای غربی وزارت امور خارجه، سفیر جمهوری اسلامی ایران در فنلاند، سفیر اکردیته جمهوری اسلامی ایران در استونی، مدیر کل دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، سردبیر مجله سیاست خارجی دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، معاون پژوهشی دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، رئیس مرکز مطالعات خلیج فارس دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی

سید محمد غرضی
در سال ۱۳۲۰ در اصفهان، متولد شد. بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در سال ۱۳۴۰ خورشیدی وارددانشکده فنی دانشگاه تهران شد و موفق به دریافت درجه فوق لیسانس در رشته الکترومکانیک گردید. او از جمله موسسین روزنامه رسالت، قدیمی ترین روزنامه اصولگرای ایران است او عضو اولین دوره شورای شهر تهران بود.او از موسسین کمیته امداد انقلاب اسلامی بود. او در انتخابات میان دوره‌ای دوره اول مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و با کسب ۷۷ درصد آراء به مجلس راه یافت. پس از پیروزی انقلاب ایران سمت‌های مختلف در سپاه پاسداران، استانداری کردستان و استانداری خوزستان عهده دار گردید. در سال ۱۳۶۰ به عنوان وزیر نفت انتخاب و از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۶ به عنوان وزیر پست و تلگراف و تلفن در دولت مشغول به خدمت بود که در این دوره پست بانک ایران به پیشنهاد غرضی به منظور خدمت رسانی در کنار پست و بانک در مناطق محروم تاسیس شد. وی از زمان تاسیس سازمان نظام مهندسی کشور تا سال ۱۳۸۹ ریاست این سازمان را برعهده داشت. انجمن مهندسین برق و الکترونیک ایران، در سومین جشنواره بانیان علم و صنعت برق ایران در ۱۳۸۴ از غرضی به عنوان یکی از پیشکسوتان تأسیس و توسعه صنعت برق ایران تجلیل کرد.

احمد جنتی
در ۳ اسفند ۱۳۰۵ در اصفهان متولد شد. دوره ادبیات عرب و مقدمات سطح را تا سال ۱۳۲۴ در حوزه علمیه اصفهان خواند و پس از تکمیل مقدمات و طی کردن برخی از دروس سطح به حوزه علمیه قم آمد. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در سخنرانی‌ها، اجتماعات عمومی و جلسات خصوصی همواره به تبلیغ ضد حکومت پهلوی می‌پرداخت و بارها در قم، رفسنجان و جزیره خارک مورد تهدید و تعقیب رژیم شاه قرار گرفت و چند بار در قم بازداشت شد. او سه نوبت به زندان رفت و مجموعاً سه ماه زندانی شد و یک بار هم دستگیر و به مدت سه سال به اسدآباد همدان تبعید شد. وی از دوره اول شورای نگهبان در سال ۱۳۵۹ به عنوان عضو فقهای این نهاد منصوب و از سال ۱۳۷۱ تا کنون دبیری شورا را برعهده داشته‌است. آیت الله جنتی از ۱۳۶۰ دبیر شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی است. وی همچنین امام جمعه موقت تهران است.

سید یحیی (رحیم) صفوی
، پسر سیدعباس متولد ۱۳۳۱ خورشیدی در روستای همام از بخش باغ بهادران شهرستان لنجان، از توابع استان اصفهان می‌باشد. وی در دوران اوج گیری انقلاب در اصفهان بسیار فعال بود و در روزهای اول انقلاب به همراه شهید صیاد شیرازی به ساماندهی انقلابیون اصفهان پرداخت. وی از فرماندهان سپاه اصفهان در دوران جنگ ایران و عراق و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، که بعد از ۱۰ سال فرماندهی بر این ارگان نظامی در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۶ محمدعلی جعفری توسط مقام معظم رهبری جایگزین او گردید. او در حال حاضر به عنوان دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مربوط به نیروهای مسلح فعالیت می‌کند.وی مدرک کارشناسی خود را در رشته زمین‌شناسی از دانشگاه تبریز در سال ۱۳۵۴ اخذ کرد و بعد از جنگ ایران و عراق و در سال ۱۳۷۴، فوق لیسانس جغرافیای سیاسی را از دانشگاه امام حسین و دکترای همین رشته را از دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۸۰ گرفت. او هم اکنون استاد جغرافیای سیاسی در دانشگاههای خوارزمی تهران،شهید بهشتی،تهران و تربیت مدرس میباشد. از او تا کنون چندین کتاب در زمینه‌های جنگ و جغرافیای نظامی به چاپ رسیده است

محمد یزدی
در سال ۱۳۱۰ در اصفهان متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند و سپس برای تحصیل دروس حوزوی به قم رفت. بیان چهره واقعی رژیم پهلوی در سخنرانی‌هایش و افشاگری علیه آنان موجب تبعید و دستگیری چندین باره وی به بندر لنگه، بوشهر، رودبار و مناطق دیگر شد. آیت الله یزدی، پس از تبعید حضرت امام به توصیه ایشان به همراه آیت‌الله محمد محمدی گیلانی، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، آیت الله حسین مظاهری و آیت الله سید یحیی موسوی یزدی بحث‌های فقهی و تفسیری راجع به مسائلی همچون خمس، حکومت و ولایت داشتند که مباحث مربوط به ولایت به صورت کتابی تحت عنوان امامت در شیعه به چاپ رسید.از جمله مسئولیتهای وی در دوران‌های گوناگون میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: رئیس دفتر حضرت امام(ره) در قم، تأسیس جامعه روحانیت مبارز عضو مجلس خبرگان قانون اساسی در سال ۱۳۵۸، امام جمعه موقت تهران در سال ۱۳۶۰، رئیس قوه قضاییه از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۸، عضو مجلس خبرگان رهبری از سال ۱۳۶۹، نمایندگی مجلس شورای اسلامی از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۶۸ در دو دوره متوالی از قم و تهران، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در ادوار اول و دوم، عضویت در شورای نگهبان در ادوار دوم، چهارم، پنجم و ششم، نمایندگی رؤسای سه قوه در هیأت سه نفره حل اختلاف بین شهید رجایی و بنی‌صدر، رئیس دادگاه انقلاب اسلامی قم و کرمانشاه، عضو مؤسس و دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، عضو هیأت امنای حوزه علمیه شهید شاه آبادی و عضو هیأت امنای دانشگاه فاطمیه قم. ضمناً از میانه‌های اسفند سال ۱۳۹۳ سمت ریاست مجلس خبرگان را نیز بر عهده دارد.

علی طیب‌نیا زاده
۱۶ فروردین ۱۳۳۹ در اصفهان است. تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شهر اصفهان به اتمام رساند و به دانشگاه راه یافت. با توجه به علاقه شخصی اش به رشته‌های علوم انسانی و همچنین توصیه آیت الله بهشتی رشته اقتصاد دانشگاه تهران را به عنوان رشته دانشگاهی انتخاب کرد.وی با کسب رتبه یک در آزمون ورودی کارشناسی ارشددر رشته اقتصاد به ادامه تحصیل پرداخت و در اولین دوره دکترای اقتصاد دانشگاه تهران نیز با کسب رتبه یک پذیرفته شد. او یک سال از دوره دکتری خود را در مدرسه اقتصاد لندن زیر نظر پروفسور لارنس هریس گذراند. در حال حاضر وی با مرتبه علمی دانشیار در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران مشغول به فعالیت علمی است. وی تا کنون موفق به نگارش دهها گزارش علمی، طرح تحقیقاتی و مقاله علمی پژوهشی گردیده است. در پایان جلسات رأی اعتماد به کابینه دکتر حسن روحانی روحانی، طیب نیا با کسب ۲۷۴ رأی از مجموع ۲۸۴ رأی مأخوذه و کسب حدود ۹۷ درصد آراء، عنوان کسب بالاترین رأی اعتماد در تاریخ جمهوری اسلامی ایران را به خود اختصاص داد. او در حال حاضر وزیر امور اقتصاد و دارائی است.

مریم ابراهیمی دینانی دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴

 ما به عربستان دلار می هیم آنها هتک حرمت

عــمره نرویم

سوزانیدن دو هزار فرصت شغلی و روانه کردن 5 میلیارد دلار از سوی ایرانیان طی 365 روز به خزانه آل سعود، ارمغان حجی است که ایرانیان برای آن سر و دست می شکنند.البته رفتن به حج، آرزوی هر مسلمان است و در دین هم واجب. اما این روزها سخن ما از واجب نیست؛ بلکه از مستحباتی است که هزینه  گلوله سعودی را فراهم می کند برای شکافتن سینه شیعیان یمن.

کودکی یمنی پیش از مرگش، هنگام شنیدن صدای آژیر « اشهد ان لا اله الی الله و اشهد ان محمدا رسول الله » می خواند و این همان ذکری است که حجاج ما در دورگردان کعبه به دنبالش می گردند و بی آنکه بدانند سعی صفا و مره شان ، پول می شود برای ساخت بمب بر سر همان کودکانی که به همان ذکر بعد از مرگ معتقدند.

پیش ازاین ها هم، بی حرمتی های ریز و درشتی به ایرانیان مشرف شده به حج می شد؛ اما این روزها و در دوران ریاست پادشاه تازه به دوران رسیده، هتک حرمت ها دانه درشت تر و قابل تامل تر شدند.تعرض و تجاوز به دو نوجوان محرم شده در سرزمین وحی می رساند که دیگر این خانه، حرم امن نیست و باید به دنبال خدا در دل های محرومان و در سفره فقرای همین مرز و بوم گشت.

این روزها باید به این فکر کرد که آیا نمی شود با صرف این هزینه های هنگفت و پر کردن جیب آل سعود که نتیجه اش هتک حرمت ایرانی و کشتن یمنی است، به فکر سازندگی جهادی بود؟!

اما طبق آمار بانک جهانی درآمد کشور عربستان در سال 2008 از زیارت خانه کعبه معادل سی میلیارد دلار بوده است که در این میان زائران ایرانی که به صورت تمتع و یا عمره در همان سال به مکه رفته اند، يك ميليون  نفر بوده اند که جمعا قریب به پنج میلیارد دلار درآمد تقدیم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در میان تمام کشورهای اسلامی مقام اول را به خود اختصاص  داده اند.

علاوه بر این، نظر به اینکه هواپیمایی جمهوری اسلامی قدرت جابه جایی این تعداد زائر را نداشته، شرکت هواپیمایی عربستان جابه جایی قریب به 54 درصد از زائران ایرانی را به خود اختصاص داده است.

این در حالی است که با یک حساب سرانگشتی مشخص می شود به وسیله پولی که ایرانیان سالانه به عربستان (منبع تغذیه وهابیت و تکفیری ها) تقدیم

می کنند می توان تعداد 170 هزار مسکن روستایی احداث کرد یا می توان 714 هزار و 276 فرصت شغلی کشاورزی یا 200 هزار فرصت شغلی صنعتی برای جوانان ایجاد کرد و یا می توان يك ميليون متر مربع ساختمان مدرسه و مكان ورزشی در کشور ایجاد کرد.

به حسابي ديگر می توان با پول حجاج، دو سال یک پالایشگاه فوق مدرن با ظرفیت 75 هزار بشکه احداث کرد و یا با پول پنج سال حجاج می توان ایران را به صادر کننده بنزین مبدل ساخت و دیگر برای واردات بنزین محتاج اعراب نبود. اما افسوس که با پول حجاج ایرانی قمارخانه های فرانسه توسط شاهزادگان عربستان(که انحصار بیزينس حج را در اختیار دارند) آباد می شود!

همچنین حجم بالای حجاج ایرانی منجر به فعال شدن بنگاه های اقتصادی متروکه عربستان هم شده است و برای نمونه در سال 88 فرودگاه قدیمی ملک‌عزیز که بیش از 50 سال از عمر آن می‌گذرد و دارای سقف چادری است و فاقد امکانات رفاهی مانند بوفه، نمازخانه، دستشویی و حتی دستگاه تهویه و آب‌سردکن است، برای پرواز زوار ایرانی اختصاص داده شد.

پیشاز این نیز هتک حرمت هایی به حجاج ایرانی شده بود

در عین حال که ایران مقام نخست سودآوری حجاج برای عربستان را دارد، طبق گزارش مقامات دیپلماتیک ایران در سال 2008 ماموران کشورعربستان بدترین و توهین آمیز ترین رفتار را با زوار ایرانی داشته اند و ایران از لحاظ توهین ماموران عربستان نیز مقام اول را به خود اختصاص داده است.

در هنگام ورود زوار ایرانی به عربستان، توهین آمیزترین اقدامات صورت می پذیرد و زن و مرد و پیر جوان می بایست از نمونه اثر انگشت تا تصویر قرنیه چشم خود را در اختیار ماموران فرودگاه قرار دهند و در ارتباط با روحانیون کاروان ها نیز اقدامات سخیف تری صورت می پذیرد و ماموران، روحانیون کاروان را به صورت برهنه بازرسی بدنی کرده اند که گاها این رفتار توهین آمیز مقابل دیگر حجاج صورت گرفته است.

علاوه بر این بارها و بارها شنیده شده که مدیران کاروان‌ها به دلیل قراردادن چند جلد کتاب نهج‌البلاغه و مفاتیح‌الجنان در چمدان مسافران خود،‌ دردسرهایی چون بازجویی و زندان را پشت سر گذاشته اند که این رفتار در قبال زوار سایر کشورها نمونه ندارد.

در کنار همه این موارد، تریبون های رسمی سعودی ها به محلی برای توهین و تکفیر شیعیان تبدیل شده است و برای نمونه چند سال قبل بود که شخصی به نام «الکلبانی، مام جماعت وقت مسجد الحرام»  با لحن شدید قوم گرایانه‌ای علمای شیعه را کافر خواند و شاهد آن هستیم که شیعیان ایرانی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی برای اجرای اعمال و مناسک خود قرار دارند و حتی از زیارت اماکن منتسب به شیعیان در شهرهای عربستان محرومند.

 توهین دانه درشت و نابخشودنی اخیر سعودی ها

اما آنچه باعث شد تا اکثر مراجع عظام در پی تحریم حج عمره برآیند، تعرض به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه عربستان بود.حادثه ای که دل هر شنوده ای را به درد آورد. ماجرا از آنجا آغاز مي شود که شرطه عربستاني در اتاق اسلحه خود را پشت سر قرباني اول قرار مي دهد و به فارسي به او مي گويد فقط خفه شو و حرف نزن و عمل شيطاني خود را انجام مي دهد. سپس قرباني اول را به بيرون مي فرستند اما وي به دليل و حشت زدگي و حيرت شديد هيچ چيزي به خانواده و مسوولان کاروان نمي گويد. در اين حين شرطه هاي عربستاني به قرباني دوم نيز تجاوز

 مي کنند و سپس او را به خارج از اتاق مي فرستند. قرباني دوم اما ماجرا را براي خانواده و مسوولان کاروان مي گويد

.

 



ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی یکشنبه چهارم آبان ۱۳۹۳
 
توریست‌هایی که به «امنیت» ایران ایمان دارند / اصفهان همچنان مقصد نخست گردشگران خارجی

اسیدپاشی‌های اخیر در اصفهان تاثیری بر ورود گردشگران به اصفهان نداشته و روزانه تعداد زیادی گردشگر از کشورهای مختلف وارد این شهر می‌شوند.

خبرگزاری فارس: توریست‌هایی که به «امنیت» ایران ایمان دارند / اصفهان همچنان مقصد نخست گردشگران خارجی
 

 

خبرگزاری فارس/اصفهان-مریم ابراهیمی‌دینانی: این روزها رسانه‌ها و تمامی پایگاه‌های اطلاعاتی معاند سعی در ناامن جلوه دادن اصفهان به عنوان یک مقصد گردشگری دارند. روزهای خوش گردشگری ایران و از جمله اصفهان بر هیچ‌کس پوشیده نیست و بر طبق آنچه مسئولان می‌گویند اصفهان در زمینه گردشگری رشد 150 درصدی داشته و این به این معناست که ناامن جلوه دادن ایران و تروریست خواندن این کشور و معرفی و مخابره چهره‌ای واژگون از امنیت این کشور به دنیا مثمرثمر واقع نشده است.

این روزها اگر سری به اماکن تاریخی نصف جهان بزنیم، موج گردشگران اروپایی، آمریکایی و آسیایی را شاهد هستیم که با تمام هوش و حواسشان معماری و فرهنگ و تمدن این شهر را رصد می‌کنند و لبخند می‌زنند.

بسیاری از این توریست‌ها از جانب وزارت امور خارجه‌شان برای ورود به ایران منع شده‌اند اما گوش شنوایی نبوده تا زیبایی‌های این شهر از چشمشان دور نیفتد.

اما موج اسیدپاشی و حواشی آن در این روزهای اخیر سبب شده تا رسانه‌های معاند به ویژه بی‌.بی‌.سی که جیره‌خوار استعمار پیر است، سعی در القای ناامنی در اصفهان کند و به‌ گونه‌ای اخبار کذبش را به دنیا مخابره کند تا ایران را منزوی کرده و جلوی رشد توریسم که می‌تواند عواید ارزی و وجهه بین‌المللی داشته باشد، بگیرد.

بدون شک ورود گردشگران متعدد از جای‌جای نقاط دنیا، تبلیغات بسیار مفیدی برای این شهر خواهد داشت و می‌رود تا گردشگری را به صنعتی که مورد آرزوی همه دنیا بوده است، تبدیل کند.

قطب صلح و امنیت شدن ایران در دنیا، به معنای پذیرش حکومت و دولت اسلامی از سوی کل کشورهای دنیاست و این به طور قطع مسئله‌ای است که سبب نگرانی دشمنان داخلی و خارجی این مرز و بوم شده است.

*‌حتی یک مورد هم کاهش گردشگر خارجی نداشته‌ایم

شهرام امیری، کارشناس گردشگری و رئیس روابط عموی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان در پاسخ به این سؤال فارس که آیا حواشی اخیر توانسته بر روی ورود گردشگران به استان اصفهان تأثیر بگذارد؟ گفت: همه عوامل گردشگری استان چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی تمامی تلاششان را می‌کنند تا حوادث و حواشی اخیر شهر که جنبه داخلی دارد بر روی گردشگری خارجی تأثیر نگذارد که در این رابطه موفق هم عمل کرده‌اند.



ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۳
اسیدپاشی بی بی سی و نخ نمایی دوستی های خاله خرسه در اصفهان

این روزها حال و هوای شهرم مه آلود است.دختران و زنان اصفهانی لبخند بر لبانشان کم رنگ شده است.از در که بیرون می آیند، فقط ترس و وحشت است از اراذل و اوباشی که اسید به دست گرفته و تنها دارایی یک دختر که زیبایی اوست را در کوچه پس کوچه ها از او می دزدند.

این روزها زنان شهر من ترحیح می‌دهند از خانه بیرون نروند و اگر رفتند چون زخم خورده ای که از ماری کمین کرده و خفته می‌ترسد، از دور و برشان هراس دارند.صدای هر موتوری آنها را از جا می‌کند. چرا که صحنه اسیدپاشی برایشان صحنه ای است به معنای خانه نشینی به درازای یک عمر .

امنیت برای زنان شهر من تنها چیزی است که مردم را نگران کرده است و درد بی‌آبی زاینده رود و حواشی آن را این روزها کم رنگ تر کرده است. مردم به منظور حمایت  از آسایش و آرامش زنان شان تجمع می کنند تا اعتراض خود را به عده ای روانی گرگ صفت که معلوم نیست از کدام آخور می خورند، نشان دهند.

پلیس سرنخ هایی به دست آورده و افرادی را به مسلخ توضیح کشانیده.عده ای می‌گویند یک روانی است که مشکل دارد و زنان زیبا را مورد هجوم قرار می دهد و عده ای می ‌خواهند اینگونه القا کنند که به منظور امربه معروف و نهی از منکر، به زنان بدحجاب اسید می پاشند تا انزجار را از دین و دینمداری و نظارم را به دل مردم بیندازند .

اما بی بی سی،مثل همیشه همچون ماری خفته و زخم خورده منتظر بهانه ای است تا اراجیفش را به خورد مردم دهد.بی بی سی افسار گریخته ، جایگاه افراد فسیل شده و خسته از انقلابی است که این روزها به اسید پاشی فکری و روحی پرداخته است.

بی بی سی ، این نقشه های نخ نما که تو در سر پنهان داری ما در آیینه می بینیم و تو مثل همیشه شکست خورده و ناکام خواهی بود. چرا که اسیدی که تو قصد داری بر ذهن ها بپاشی خیلی وقت است نخ نما شده است.

تو جیره خوار بی جیره مواجب که در سوراخ موش ، روباه پیر یعنی انگلیس  استعمارگر ، پنهان شده ای عادت داری هر موضوعی را بر ضد نظام تلقی کنی و مردم را به جان نظام بیندازی. تو همیشه سوءاستفاده چی احمقی بوده ای که حرف هایت دوزار هم خریدار ندارد.مردم این شهر صبوری زیاد کرده اند.در زمان انقلاب اسلامی بیشترین نقش را داشته اند . در زمان جنگ بیشترین شهدا را داده اند و سرزمین و آب و آبادانی شان را به پای دیگر شهرها ریخته اند.

مردمی صبور که حقشان اگرچه نادیده گرفته شده اما نیازی ندارند که توی جیره‌خوار حقیر برای‌ زنان شان دلسوزی کنی. به هر طریقی هست و به هر انگیزه ی شومی مردان قانون ، این گرگ صفتان بی قانون را شکار خواهند کرد.تو سفره ات را جمع کن برو جای دیگر پهن کن.در این تجمعات مردمی به منظور حمایت از امنیت زنان منتظر فنته 88 نباش.مردان و زنان ما هوشیارتر از این حرف ها هستند. راستش را بخواهی از کباب خبری نیست.اینجا خر داغ می کنند.

 

مریم ابراهیمی دینانی چهارشنبه دوم مهر ۱۳۹۳
فارس.مریم ابراهیمی دینانی
 
با بالا گرفتن روند ورود گردشگران خارجی به ایران و از جمله اصفهان حرف و حدیث‌هایی درباره حجاب گردشگران بالا گرفت که منتهی به مجلس شد تا بهارستانی‌ها به فکر لایحه‌ای برای امر به معروف گردشگران خارجی باشند.
 
 
خبرگزاری فارس: امر به معروف گردشگران خارجی از حرف تا لایحه
    •  
 

 

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، با بالاگرفتن روند ورود گردشگران خارجی به ایران و از جمله اصفهان حرف و حدیث‌هایی درباره حجاب گردشگران بالا گرفت که منتهی به مجلس شد تا بهارستانی‌ها به فکر طرح و لایحه‌ای برای امر به معروف گردشگران خارجی باشند و این در حالی است که برخی از صاحب‌نظران و مسئولان معتقدند که گاهی گردشگران خارجی از وضعیت حجاب در ایران تعجب می‌کنند و آنها نیازی به امر به معروف ندارند.

در این باره نایب رئیس فراکسیون میراث فرهنگی و گردشگری مجلس شورای اسلامی با اشاره به بحث امر به معروف و نهی از منکر گردشگران خارجی گفته بود: عده‌ای در کشور می‌خواهند با منکر، امر به معروف کنند که این امکان‌پذیر نیست و چنین طرح‌هایی رای نمی‌آورد.

نصرالله پژمان عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی از طرحی صحبت کرد با عنوان امر به معروف و نهی از منکر که قرار شد پس از تدوین برای رای به صحن علنی مجلس بیاید اما موضوع حاشیه ساز، بندی از این طرح بود که بر اساس آن گردشگران خارجی نیز مشمول امر به معروف و نهی از منکر قرار خواهند گرفت و در این قانون بین آنها و مابقی شهروندان فرقی نخواهد بود.

 



ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی شنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۳
عضو کمیسیون آب اتاق بازرگانی اصفهان گفت: خشکی زاینده‌رود در آینده‌ای نه چندان دور آثار تاریخی اصفهان از جمله میدان تاریخی نقش جهان را با نشست مواجه خواهد کرد.

مریم ابراهیمی دینانی:به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، بحث آب زاینده‌رود و برگشتن حق‌آبه تالاب گاوخونی که می‌شود، عده‌ای فکر می‌کنند ما تنها می‌خواهیم اصفهان همچنان زیبا و تاریخی بماند تا فوج فوج توریست بیاید و با لبخند از این خطه شگفت‌انگیز تعریف کند؛ اما بحث تنها این نیست. زاینده‌رود امنیت ملی است که مورد غفلت واقع شده است. در این باره فارس گفت‌وگویی با احمد خاتون‌آبادی، استاد دانشگاه صنعتی اصفهان و عضو کمیسیون آب اتاق بازرگانی انجام داده که در ادامه می‌خوانید.

 

فارس: بی‌آبی و خشکی زاینده‌رود چه تأثیری بر اصفهان و آثار تاریخی آن خواهد داشت؟

خاتون‌آبادی: رودخانه زاینده‌رود، برخلاف اظهارنظر برخی استان‌ها برای زیبایی نیست. این رودخانه کویر مرکزی ایران را که به صورت یکپارچه بود به دو قسمت تقسیم کرده است، یعنی کل این منطقه کویر بود؛ بعد با توجه به جریانات رودخانه مسیرش باز شد و آب تا تالاب گاوخونی رفت. اگر رودخانه زاینده‌رود نبود کل استان چهارمحال زیر آب می‌رفت و دریاچه می‌شد و اصلاً استانی در کار نبود؛ چرا که آن منطقه به طور کلی به زیر آب می‌رفت.

 



ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی جمعه سوم مرداد ۱۳۹۳

درد ما بی خیالی و بی غیرتی اعرابی است که نسل کشی و کودک کشی را و در خون غلطیدن زن و مرد مظلوم وبی پناه غزه ای را می بینند، اما بی خیال در خانه هایشان لم داده اند و ترانه " یا حبیبی" می خوانند و از ددمنشان صهیونیست دفاع هم می کنند.

 ابراهیمی دینانی_ صاحب نیوز: سکوت عرب در قبال این جنایت وحشیانه و حمایت بی دریغ کاخ سفید، روسیاهی بزرگی است که تا ابد لکه ننگش بر پیشانی تاریخ حضور بی غیرتشان خواهد ماند.

سازمان ملل ، این تشکیلات کاریکاتوری و فرمایشی هم جز برای منفعت گرگ هایی که دندان برای کودکان و زنان تیز کرده اند کاری از پیش نمی برد و خلاصه اینکه فلسطین تنهاست.تنها مثل یک نیلوفر در مرداب.

سنگ در مقابل گلوله از همان ابتدا هم جنگ نابرابر بود.سنگ در مقابل تانک های مجهز و بمب های شیمیایی و ممنوعه جنگ نابرابر است.محاصره در یک باریکه بدون امکانات و کشتار روز افزون کسانی که هیچ گناهی جز فلسطینی بودن ندارند، جنگ نابرابر است.

فلسطینی هایی که در باریکه غزه زندگی می کنند، بازماندگانی از قتل عام صبرا و شتیلا و سایر نقاط فلسطین هستند که به غزه تبعید شده اند.این مردم بی پناه چند ویژگی دارند.زخم خورده اند چون عزیزانشان را از دست داده اند و همچنین بسیار با ایمان و پرانگیزه برای مقاله با اسراییل است.و صهیونیست غاصب این مساله مهم را به خوبی می داند و به همین دلیل ایت که ذره بین اش را در این باریکه گذاشته و ترجیح می دهد تا همه فلسطینی های این باریکه را قتل عام کند تا از ترس و وحشتش از این داغدیده های با ایمان و پر انگیزه در امان بمانند.

در هر مصاحبه ای که از زنان دردمند غزه در اخبار می شنویم تنها و تنها شکر خداست و امید به اینکه به یاری خدا اسراییل را به درک واصل خواهند کرد و این امیان راسخ و راستین همان پایداری و مقاومتی است که اسراییل از آن وحشت دارد.

روزگاری به بهانه هلوکاستی که آلمان نازی در حق یهود کرد ، تاوانش را با هجوم به فلسطین خواستار شدند و حالا خودشان بدترین هلوکاست و وحشیانه ترین نسل کشی را به راه انداخته اند تا بیش از پیش به این مهم واقف شویم که اسراییل تروریست و غاصب باید برای همیشه از تاریخ محو شود تا امنیت و آرامش بر دنیا حاکم شود.

داعش در سرزمین ارباب دل ها زن و بچه ها را به خاک و خون می کشد و پدر ناخلفش اسراییل غاصب درباریکه غزه که در تبعید دریای مدیترانه به سر می برند خون کودکان بی گناه را می مکند و روسیاهی شان را تقدیم سیه چرده بلند قامت و کوته بین کاخ سفید می کند تا جسورانه و بی شرمانه از خوی حیوانی نتانیاهو دفاع کند.

نزدیک به ۷۰۰ نفر شهید و چندیدن هزار زخمی ، سازمان ملل را هم به سکوتی تامل برانگیز کشانیده تا بیش از پیش مشخص شود که صندلی های این دکور مضحک، در اختیار آمریکا و اسراییل است.

و حالا تنها یک هیلتر لازم است تا همان کوره های آدم سوزی ای را، که به دروغ علم کرده اند تا اخاذی اش را از فلسطین مظلوم بکنند، بر پا کنند و این حیوانات خون آشام را در آن ذوب کند.

امروز روز بزرگ هولوکاست است. هولوکاست واقعی.که با بمب های چند تنی و با دروغ بر آتش بس چند ساعته مردم را به درون کوچه و خیابان می کشاند و با خاک و خون یکسان می کند.

این رسوایی حیوانی، تنها یک هیتلر می خواهد تا هزاران صهیونیست کثیف خون آشام را به درک واصل کند.

همان مصری که در قبال کشتار غزه سکوت کرده است قلاده کش اسراییلی است که نمی خواهد حکومت مستقل و مقتدر در مصر تشکیل شود چرا که می خواهد امور مصر را در دست بگیرد تا بتواند باریکه غزه را کنترل کند و همین مساله مهم بود که باعث شد محمد مرسی را که دست دوستی به سوی ایران دراز کرده بود را زمینگیر کردند.

ترس از خونخواری و ددمنشی قومی که به زور می خواهند به خود مشروعیت بدهند و با شهرک سازی به بهای خرابی خانه های فلسطینی ها برای خود ملت و دولت تشکیل بدهند، وجود ترسویی بسیاری از اعراب را گرفته است تا سکوت اختیار کنند در مقابل ددمنشی صهیونیست ها.

البته مجلس انگلیس و فرانسه والتیه کاخ سفید هم از سیطره صهیونست کم بین بی تاثیر تاثر نمانده است.

و اما تنها شعار و فریاد “مرگ بر اسراییل ” ماست که می تواند آتش خشم مان را به جان صهونیست اشغالگر بریزد و همین فریادهای بی امان است که ترس از ایران و تحت فشار قرار دادن آمریکابرای تحریم ایران و به زانو دراوردن کشورمان است اما وظیفه مردم، هنرمندان ، صدا وسیما و همه و همه است تا ددمنشی و خون آشامی اسراییل را به رخ دنیا بکشاند.چرا که غرب با تبلیغات قدرتمند تمام تلاشش را می کند تا اسراییل را حق به جانب جلوه دهد.
اسراییل و دست نشانده های بی جیره ومواجبش از جمله آمریکا و انگلیس و فرانسه سعی می کنند تا با ایجاد جنگ بین شیعه و سنی تمام آتش افروزی های منطقه از جمله سوریه و عراق و افغانستان و…را به پای اختلاف شیعه وسنی بیندازند تا ددمنشی خودشان را زیر این حیله گری رسانه ای پنهان کنند و به اهداف شوم شان که گسترش شهرک سازی و ایجاد ملت و دولت و هویت است برسند اما وظیفه تمامی مردم و از جمله صدا و سیماست تا به داد اسلام و مسلمین برسد.

و اصفهان، شهر شهیدان امروز یکپارچه مرگ بر اسراییل بود. اصفهان با مردمی با غیرت و انقلابی و مومن که بیشترین شهید را تقدیم انقلاب کرد سرتا پا نفرت از گرگ های وحشی و افسار پاره کرده صهیونیست غاصب ، مرگ را برای حرامزاده های ددمنش خواستار شد و میدان تاریخی وکهن میدان امام سرتاسر مردم روزه دار را در قاب خود به دنیا نشان داد تا به سرزمین زیتون بگوید که به فکر دل های داغ دیده مادرانش همیشه هست وخواهد بود؛ به امید رهایی قدس عزیزو نابودی کامل اسراییل.

مریم ابراهیمی دینانی یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۳
 

غزه در خون می غلتد تا رقص گرگ ها بر پیکره کودکان معصوم رسوایی و زشتی خوی سرمایه داری و استثمارگری شان را بیش از پیش به دنیا نشان بدهد.

 

 

   

داعش در سرزمین ارباب دل ها زن و بچه ها را به خاک و خون می کشد و پدر ناخلفش اسراییل غاصب درباریکه غزه که همگی از بازماندگان و داغدیده های فلسطین هستند و در تبعید دریای مدیترانه به سر میبرند خون کودکان بی گناه را می مکند و روسیاهی شان را تقدیم سیه چرده بلند قامت و کوته بین کاخ سفید می کند تا جسورانه و بی شرمانه از خوی حیوانی نتانیاهو دفاع کند.

نزدیک به 500 نفر شهید و چندیدن هزار زخمی ، سازمان ملل را هم به سکوتی تامل برانگیز کشانیده تا بیش از پیش مشخص شود که صندلی های این دکور مضحک، در اختیار آمریکا و اسراییل است. و حالا تنها یک هیلتر لازم است تا همان کوره های آدم سوزی ای را، که به دروغ علم کرده اند تا اخاذی اش را از فلسطین مظلوم بکنند، بر پا کنند و این حیوانات خون آشام را در آن ذوب کند. امروز روز بزرگ هولوکاست است.هولوکاست واقعی.که با بمب های چند تنی و با دروغ بر آتش بس چند ساعته مردم را به درون کوچه و خیابان می کشاند و با خاک و خون بکسان می کند. این رسوایی حیوانی، تنها یک هیتلر می خواهد تا هزاران صهیونیست کثیف خون آشام را به درک واصل کند. اما خوشحالی صهیونیست ها از سکوت مجامع بین المللی و حمایت های آشکار و پنهان برخی دول مستکبر و همچنین معطوف بودن نگاه رسانه ها به جام جهانی، با انتشار اخبار و تصاویری از شادی اسرائیلی ها در بمباران و به خاک و خون کشیدن مردم غزه از بین رفت. برخی رسانه ها تصاویری را در فضای مجازی منتشر نمودند که نشان می داد شهروندان اسرائیلی مناطق اشغالی در مکان های مرتفع امنی نشسته و با شادی به منظره ی موشک باران غزه و انفجارهای پی در پی منازل، مساجد و تاسیسات شهری نوار غزه نگاه می کنند.

انتشار این تصاویر که خشم صهیونیست ها از افشای خوی ددمنشی آنها را در پی داشت موجب گردید موجی از حملات آنان به سایت ها و خبرگزاری هایی که این اخبار را منتشر نموده بودند ایجاد گردد. کاربران صهیونیستی با زیر سوال بردن صحت تصاویر برای تطهیر وجهه ی خود به مظلوم نمایی پرداخته و رسانه ها را به دروغگویی متهم نمودند. توجیهات صهیونیست ها که ذیل مطالب مذکور در بخش نظرات درج گردیده اند در نوع خود جالب توجه است. یک کاربر خطاب به سایت خبری ایندیپندنت نوشت: "این یک سایت مستقل نیست بلکه طرفدار فلسطینی هاست که سعی دارد مردم اسرائیل را وحشی نشان دهد.” کاربر اسرائیلی دیگری نیز با عصبانیت نوشت: "این ها شادی از کشتن مردم غزه نیست بلکه تصاویر مربوط به خوشحالی ما از منهدم شدن موشک های حماس توسط گنبد آهنی است!” این در حالی است که تصاویر دقیقا خلاف مدعای آنان را اثبات می کند. اما رذیلانه ترین کار ممکن که صهیونیست ها و دشمنان اسلام برای تطهیر اسرائیل به آن دست زده اند این بود که تصاویری را در فضای مجازی با نام کشتار غزه منتشر نمودند ولی بلافاصله اعلام شد که این تصاویر نه کشتار مردم غزه توسط اسرائیل، بلکه قتل عام وحشیانه مردم سوریه توسط اسلام گراها است.

 

بدین ترتیب نه تنها سعی شد وجهه ی تخریب شده ی اسرائیل اصلاح گردد بلکه هدف دیگر آنان یعنی کریه نشان دادن چهره ی اسلام نیز محقق گردید. القاعده٬ طالبان٬ لشکر جنگوی٬ لشکر طیبه٬ سپاه صحابه٬ داعش٬ تحریک خلافت و صدها گروهک مدعی اسلام که با نام اسلام مشغول کشتن مسلمان ها در کشورهای اسلامی هستید، اگر دروغ نمی گویید و خودتان مزدوران بی اختیار صهیونیزم؛ اسرائیل غاصب نیستید، چرا تماشاگر قتل عام مردم مظلوم نوار غزه هستید؟؟؟"

مریم ابراهیمی دینانی دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۳
عباس تو ماه کوچه ‏های دلتنگ بنی‏ هاشمی، ماهی که تمام شب ‏ها می ‏تابد تا هیچ سقفی بی ‏چراغ به خواب نرود، ماهی که دست‏هایش را به آب‏ها می ‏دهد تا ماهی ‏ها در نوازش سرانگشتانش آرام آرام لالایی بخوانند. امروز زمین مدینه با نیم‌نگاه خورشید روشنایی گرفت و تابش طلایی آفتاب جمعه چهارمین روز شعبان سال 26 هجری را نوری دیگر بخشید، بلور دل‌های شیفتگان امیرالمؤمنین علی(ع) لبریز از شور و عشق شد و کوچه‌های بنی‌هاشم آغوش خود را به روی زائران خانه حضرت گشود.

 

 آری امروز عباس در خانه‌ای ولادت یافت که بر خاک قرار داشت، اما از افلاک برتری یافته بود، خانه‌ای که فرشتگان با خضوع و خشوع در آن فرود می‌آمدند محل نزول اسرار هدایت بود و آغوش مهربان آن، پناهگاه هر پناهنده و امید هر امیدوار به شمار می‌رفت.

 

آری آمدی و با نام عباس، نامی که کلید زرین درهای بسته است، تو که از دست و زبان بسته ما، قفل می‏تکانی که باب‌الحوائج‌ات خوانده‏اند و با همان دستانی که لحظه ‏های خونین عاشورا را برادری می‏کند و ببین چگونه همین نام بر بیرق‏های عاشق، حک شده‏ است.

 

  ثانیه ‏های مبارک، مژده آمدنت را بی‏تاب شدند و هیجان در بستر تمام رودها شتاب گرفت، از همان ...



ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی جمعه دوم خرداد ۱۳۹۳
حرف دل فرزندان شهدای سردار در برنامه "خیابان ایران"

 

برای اولین بار در یک برنامه تلویزیونی فرزندان پنج سردار شهید گرد هم آمدند تا به ملت ایران و البته برخی افراد مغرض بگویند، نام پدران شهیدشان برای آنها نان و پست و مقام نداشت؛ و تنها افتخاری معنوی و نه مادی در زندگی آنها از بودن چنین پدرانی جاری بود.

صاحب نیوز – مریم ابراهیمی دینانی

 

 در این گردهمایی نیمه شب و در برنامه ای به نام “خیابان ایران” فرزندان شهدای سردار، زین الدین، کشوری، جهان آرا، عباسی واندرزگو از حرف های دلشان گفتند که صدقه سر نام و آوازه پدران شهیدشان نه ماشین آخرین سیستم سوارهستند؛ نه خانه ویلایی دارند و نه به فلان وزیر و وکیل و فلان منصب متصل هستند.

این ۵ یادگار، ۵ دلاور سال های جنگ و حماسه گله داشتند از اینکه عده ای افکار عمومی را به این سمت برده اند که فرزندان شهدا به واسطه آوازه پدران شان موقعیتت و مقامی در خور را دارا هستند. اما برنامه “خیابان ایران” در یک کم لطفی به محضر شهدا، در حدود یک نیمه شب پنج شنبه شروع شد و تا حوالی ۳ نیمه شب طول کشید و با گلایه علی کشوری، فرزند شهید احمد کشوری شروع شد که مردم الان خواب هستند. یا از پارک آمده اند و یا از مهمانی و این زمان، زمان خواب آنهاست و کسی این برنامه را نمی بیند. اما نام برنامه”خیابان ایران” هم جای تامل دارد.

آیا نام این برنامه که بدون شک با توجه به محتوای آن منظور مزین بودن نام خیابان های ایران به نام شهدا را می رساند، کنایه ای به این نیست که نام شهدا را فقط خیابان ها و اتوبان های کشور زنده نگه داشته است؟ و یا اینکه شهدا تنها شده اند عکس و تابلو و اتوبان و ممر درآمد عده ای خاص. و حرف محمد سلمان جهان آرا، فرزند شهید بزرگ محمد جهان آرا که بعد از شهادت پدر به دنیا آمد نیز قابل تامل بود؛ شهدا، اسم وعکس و اتوبان نیستند.شهدا فکر هستند و جای تامل دارند برای موقعیتی خاصی که داشتند و حماسه هایی که آفریدند. فرزند شهید عباسی نیز حرف های قابل تامل دیگری داشت.

او هم آزرده خاطر از اینکه چرا عده ای افکار عمومی را به این سمت برده اند که ما به واسطه نام پدران شهیدمان، صاحب بهترین امکانات هستیم، اینگونه عنوان کرد که مدتی پیش تصمیم گرفتیم غذایی برای کارتن خواب های تهران ببریم و در کمال تعجب دیدیم که در میان کارتن خواب ها ، فرزند شهید هم بود. وی در ادامه گفت: در میان زندانی های غیرعمدی هم فرزندان شهدایی هستن که البته اگر می خواستند از نام پدران شان استفاده کنند، بدون شک کارتن خواب و یا زندانی مهریه نمی شدند.

فرزند شهید کشوری هم با گلایه از اینکه شهدا را دست نیافتنی و ملکوتی جلوه داده اند و این فرهنگ را به ضد فرهنگ در جامعه تبدیل کرده اند گفت: باید زندگی واقعی و معمولی شهدا را به نشان دهند که مردم فکر نکنند با اسطوره هایی فرا زمینی روبرو هستند و امکان الگو گیری از آنها نیست. علی کشوری همچنین گفت: بر اساس سندیات و اطلاعاتی که دارم باید بگویم حاتمی کیا اطلاعات دقیقی از واقعه پاوه نداشته است و متاسفم که چنین فیلم غیرواقعی را ساخته است و همچنین از نام شهدا و فرزندان شهدا که ما باشیم هم سوء استفاده شد؛ مبنی بر اینکه ما از این فیلم تقدیر کرده ایم؛ در صورتی که ما انتقاد هم داریم. اما سوال مجری هم در این گردهمایی جای تامل داشت.سوال اینگونه عنوان شد که اگر موقعیتی بود که جای مشورت برای شما می گذاشت، از پدرتان می خواستین برود بجنگد و یا منعش می کردین؟ و البته جواب فرزند شهید جهان آرا هم جای فکر داشت: وقتی احساس تکلیف در شرایط سخت پیش بیاد دیگر امر، امر الهی است و جای هیچ گونه مشورت و اما و اگر باقی نمی گذارد.

وی گفت: اگر عقلانی نگاه کنیم نباید می رفتند چون زن و همسر و علاقمندی به آنها را پیش رو داشتند؛ اما شرایط خیلی متفاوت بود . وی همچنین از مسولان خواست تا خرمشهر را دریابندوی گفت:خرمشهر دین خود را به جنگ پرداخت.الان هم نفت و گاز زیاد دارد و هم بیکار و معتاد.و الان وقت این است که از این پول و ثروت سهمی هم به وامداران جنگ پرداخته شود. فرزند شهید اندرزگو نیز درباره نفش شهادت پدرانشان گفت: شهدا عندربهم یرزقون اندو از آنجایی که خدا به هرکس بخواهد عزت می دهد و به هر کس بخواهد ذلت؛ به ما عزت داد و ما باید قبول کنیم که خداوند ما را انتخاب کرده است.

سابقه توهین بی سابقه به شهدا وخانواده آنها

 

همین چند ماه پیش بود که آن فریب خورده منتسب به امام، در صفحه فیس بوک خود توهینی بی سابقه به شهدا و خانواده آنها کرد و با واکنش جدی مصطفی همت، فرزند سردار شهید، ابراهیم همت مواجه شد ضرورت چنین برنامه ای احساس شد. اگر چه دیر و البته آن در زمانی که همه خواب بودند ونیمه های شب اتفاق افتاد، اما در هر صورت اتفاق افتاد.

 



ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۳

فرق ما با اشراف فقط نباید به ریش مان باشد/ مسئولان و وابستگانشان نباید اهل اشرافی گری باشند/ مانور اشرافی گری حرام است/ مسئولان باید از برخی شهوات حلال هم بگذرند

  حواشی بوجود آمده درباره ضیافت اشرافی هفته گذشته همسر رییس جمهور در کاخ سعد آباد اگرچه تا کنون مورد توجیه و انکار های نصف و نیمه برخی دولتی ها قرار گرفته است اما این مساله تنها یک اتفاق ساده و زودگذر نبود، بلکه ریشه در یک نوع فرهنگ و سبک خاص مدیریتی دارد که پیش از این در سالهای 68 تا 76 که دولت سازندگی بر مصدر امور بود، تکرار شده بود.

به گزارش رجانیوز، در همین رابطه توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب طی این سالها به خوبی نشان می دهد که یکی از دغدغه های اصلی معظم له در سالهای بعد از جنگ، بازگشت مسئولان به منش اشرافی و سبک مدیریت پر خرج و توام با اسراف بوده است. هر چند هشدارهای ایشان در این باره تنها به 8 سال ریاست جمهوری هاشمی محدود نمی شود و بعد از آن نیز همواره نسبت به این معضل اساسی هشدار داده اند.

 از این رو رجانیوز ضمن بازخوانی اهم فرمایشات رهبر انقلاب در این باره، بار دیگر بر ریشه های اصلی اتفاق هفته گذشته در کاخ سعد آباد تاکید دارد؛ «ارتجاع به سبک مدیریتی اشرافی و پرخرجی» که یک بار آزمون خود را در دوره سازندگی پس داده است

مسئولان باید از خیلی از شهوات حلال هم بگذرند/ فرق ما با اشراف فقط نباید به ریش مان باشد

 «شما چگونه مى‌خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتيم، به فكر زندگى شخصى خودمان افتاديم، دنبال تجملات و تشريفاتمان رفتيم، در خرج كردن بيت‌المال هيچ حدى براى خودمان قايل نشديم - مگر حدى كه دردسر قضايى درست بكند! - و هرچه توانستيم خرج كرديم، مگر اعتماد مردم باقى مى‌ماند؟ مگر مردم كورند؟ ... آقايان! مگر مردم نمى‌بينند كه ما چگونه زندگى مى‌كنيم؟

 آن وقتى كه جوان حزب‌اللهى ما به جهاد يا به سپاه يا به فلان وزارتخانه مى‌رفت و به او مى‌گفتند كه چه‌قدر حقوق مى‌خواهى، مى‌گفت اين حرفها چيست، مگر من براى حقوق آمده‌ام؟ اصرار مى‌كردند كه بالاخره زندگى خودت و زن و بچه‌ات بايد بگردد؛ يك چيزى بگير. به نظر شما اينها افسانه است؟ به نظرم اگر شما برويد در دنيا اين را نقل كنيد، چنانچه كسى وضع چند سال قبل ما را نديده باشد، خواهد گفت كه افسانه است؛ ولى اين واقعيت است. اين رويداد، در همين ايران و در همين تهران و در همين وزارتخانه‌هاى ما اتفاق افتاد؛ ... برادران! من و شما داريم از آن ذخيره مى‌خوريم؛ فراموش نكنيد، آن را مردم ديدند. نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حيوان بچريم و بغلتيم و بخواهيم مردم به ما به شكل يك اسوه نگاه كنند؛ مردمى كه خيلي شان از اوليات زندگى محرومند.

 

در اين راه، از خيلى چيزها بايد گذشت. نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نيز بايد گذشت. نمى‌گويم مثل پيامبر باشيم، نمى‌گويم مثل اميرالمؤمنين - كه شاگرد پيامبر بود - باشيم؛ كه انسان آن مطالب را كه مى‌خواند، تنش مى‌لرزد. اميرالمؤمنينى كه زهدش در زندگى و دنيا مَثَل ساير است و مسلمان و غيرمسلمان آن را مى‌دانند، درباره‌ى پيامبر مى‌گويد: «قد حقّر الدّنيا و صغّرها و اهون بها و هوّنها»(16)؛ دنيا را تحقير كرد - يعنى همين لذايذ و بهره‌منديها و برخورداريهاى دنيا را كوچك كرد - به آنها توهين كرد و سبكشان نمود.

 در قُبا براى پيامبر آب آوردند و چيزى هم مثل عسل قاطى آن كردند. پيامبر فرمود: من اين را حرام نمى‌كنم، اما نمى‌خورم. اين دو، دو چيز است؛ يا آب يا عسل. آن را از ما نخواسته‌اند. اگر از من و شما بخواهند، پدرمان درآمده است! مگر ما مى‌توانيم آن‌طور زندگى بكنيم؟ پيداست كه آن نفس قدسى ملكوتى، يك چيز ديگر است.

 ... من و شما همان طلبه يا معلم پيش از انقلابيم. يكى از شماها معلم بود، يكى دانشجو بود، يكى طلبه بود، يكى منبرى بود، همه‌مان اين‌طور بوديم؛ اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگيريم، مثل خانه‌ى اشراف خانه درست كنيم، مثل حركت اشراف در خيابانها حركت كنيم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ريششان تراشيده بود، ولى ما ريشمان را گذاشته‌ايم، همين كافى است؟! نه، ما هم مترفين مى‌شويم. واللَّه در جامعه‌ى اسلامى هم ممكن است مترف به وجود بيايد. از آيه‌ى شريفه‌ى «و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها»(17) بترسيم. تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد.

 



ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی چهارشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۳

 

 
این دسته روزنامه نگاران سال ها است که قلمشان را به دست اربابان قدرت و ثروت داده اند برای همین درک مطالب مذکور از حد ادراکشان خارج است...


پیرمرد ایران شناس در ینگه دنیا به رحمت خدا می رود؛ او وصیت کرده در کشور محبوبش و در شهر اصفهان به خاک سپرده شود. مسئولان به تکاپو می افتند تا به آخرین خواسته ریچارد فرای مرحوم جامه عمل بپوشانند. نامه نگاری ها آغاز می شود؛ وزارت خارجه خواستار فراهم شدن شرایط برای دفن این اوست. استانداری اصفهان نیز چندان بی میل نیست که فرای در اصفهان به خاک سپرده شود. اما مسئله رفته رفته پررنگ می شود، رسانه های انقلابی به مردم اصفهان هشدار می دهند به پا خیزید که ریچارد فرای کهنه جاسوس آمریکایی است نه ایران شناس. مردم اصفهان نیز خیلی زود دست به کار شده و خیلی قاطعانه مخالفتشان را با دفن فرای در اصفهان اعلام می کنند. استانداری اصفهان اما تجمع مردمی را غیر قانونی خوانده و می گوید اجازه برخورد داشته است اما خویشتنداری کرده.
اوضاع کمی آرام می شود؛ مردم اصفهان با شنیدن این خبر که ریچارد فرای به جای اصفهان در شهر یا اصلاً کشور دیگری به خاک سپرده خواهد شد خیالشان راحت می شود. رسانه های محلی نیز کمی آرام می گیرند. موافقان دفن فرای در اصفهان که متوجه شدند مردم مطلقاً اجازه چنین کاری را نخواهند داد موضع انفعالی به خود می گیرند. در این میان اما رسانه هایی هستند که هنوز نسبت به مردم این شهر دلشان آرام نگرفته است؛ کینه های انباشته شده خودشان را نسبت به مردم به زبان می آورند؛ مثلاً روزنامه آرماندر صفحه دوم خود در شماره ۲۴۵۰ می نویسد: “اما برخی هم هستند که اصفهان را خیلی دوست دارند و تصور می‌کنند نباید فرای در اصفهان دفن شود. البته حساب مسئولان محترم اصفهان از این افراد جداست. دیروز خواندیم که پیکر ریچارد فرای را می‌خواهند در شیراز به خاک بسپارند و تا الآن هم صدای اعتراضی از آن خطه کشور بلند نشده است؛ خب به هر حال اصفهانی‌ها به ویژگی‌هایی خاصی معروف هستند و خاک اصفهان هم دارایی آنهاست که سخت به دیگران می‌بخشند!”

 


نوع نوشته بسیار شبیه به جوک های کوچه و بازاری است که نمونه هایش را امثال نویسنده کم خرد آن رایج کرده اند. اما او سعی کرده حتی الامکان حرفش را در لفافه بزند تا نکند مجدداً خون مردم اصفهان به جوش آید و این بار درِ روزنامه و دهان نویسنده را یکجا گل بگیرند. اما حالا که نویسنده به قول خودش به یکی از خصلت های مردم اصفهان اشاره کرده بد نیست ما هم چند عادت مردم این شهر را یاد آور شویم:
اصفهانی جماعت کلاً به بی پرده حرف زدن شهره است؛ این قوم دیپلمات نیست، انقلابی است، حرفش را صریح و صادقانه می زند. پس ببخشید اگر احتمالاً رنجیده خاطر می شوید. البته بماند که اخیراً یک نوع اصفهانی مشاهده شده است که برعکس مردم شهرش دیپلمات است؛ دقیقاً معلوم نیست چه می گوید، چه می کند، اصلاً با خودش و ملتش چند چند است.
اما یکی دیگر از خصائص بسیار نیکوی اصفهانی ها رفتار تند و قاطعشان در برابر حرف ها و اقدامات دیگران نسبت به این قوم است. پس کمی بیشتر احتیاط کنید؛ مراقب باشید که چه می گویید یا چه می نویسیدچون اصفهانی جماعت پاسخ یاوه گویی را پشت میز مذاکره نمی دهد بلکه پاسخی می دهد که نطق یاوه گویان را تا ابد خاموش کند. البته در این مورد نیز آن اصفهانی معروف چندان بویی از خصلت مردمان شهرش نبرده است.
ما اصفهانی ها بسیار مهمان نواز و کریم هستیم. سال هاست که پذیرای مهمانان مهاجر از دیگر شهرها و کشورهاییم اما هیچگاه به خود اجازه ندادیم که به آن ها توهین کرده یا مسخره شان کنیم؛ اصلاً شأن انسان بودن را بالاتر از این حرف ها می دانیم. بلکه در همه این سال ها تلاش کرده ایم تا شرایط زندگی را برای هموطنانمان مهیا کنیم. حال چه شده نویسنده متوهم یک روزنامه به خود اجازه داده خزعبلات ذهنی اش را در اینباره به اطلاع عموم مردم رساند؟
ما اصفهانی ها گران فروشیم، عادت نداریم ارزش هایمان را ارزان بفروشیم. خاک اصفهان یکی از با ارزش ترین دارایی هایمان است پس انتظار نداشته باشید خیلی راحت اجازه دهیم این زمین به تملک دیگران در آید. البته این را هم می دانیم که برخی ژورنالیست ها کلاً چیز با ارزشی ندارند که بخواهند بفروشند یا نفروشند؛ این دسته روزنامه نگاران سال ها است که قلمشان را به دست اربابان قدرت و ثروت داده اند برای همین درک مطالب مذکور از حد ادراکشان خارج است. پس خیلی به خودتان فشار نیاورید و همچنان قلمتان را در راه تعریف از فضائل خانوادگی آقای ه بفرسایید. باشد که ایشان جیره و مواجبتان را در موعد مقرر پرداخت کند.
مردم و خبرنگاران اصفهان درک و فهمشان بسیار فراتر از شعور نویسندگان روزنامه های زنجیره ای است که کاسه لیسی آمریکا و انگلیس برایشان افتخار و انتشار مطالبشان در بی بی سی مایه غرور است. اصفهانی ها می دانند اگر کسی پا را فراتر از حد قانونی خود گذاشت به جای دریوزگی و التماس، باید حقشان را قاطعانه بگیرند. مثلاً می دانند اگر سفیری که ما به یک سازمان جهانی معرفی کرده ایم اما کشور میزبان آن سازمان جهانی، برخلاف تمام قوانین مجوز ورود به سفیر ما نداد، باید مقابله به مثل کرد نه این که اقدام دولت خودمان را محکوم کنیم. واقعاً معلوم نیست چرا سطح شعور بعضی نویسندگان این روزنامه ها در حد و اندازه طبیعی نیست.
اما اصفهانی ها نیز همانند همه مردمان این کشور غیورند. آن چنان که حاضرند ۲۳ هزار جوان خود را در راه دفاع از آرمان هایشان فدا کنند اما ذره ای از ارزش هایشان دست نکشند. و چقدر جالب که پیرمرد آمریکایی امروز جایی را برای دفنش انتخاب کرده که تا مضجع شریف صدها شهید و عالم اصفهانی چندان فاصله ندارد؛اما زهی خیال باطل این خاک مقدس است.هر گوشه از این شهر متبرک است به نام ستاره ای درخشان؛ ستاره هایی که روشنی و زینت بخش آسمان اصفهانند.
مسئولان و نویسندگان روزنامه آرمان نیز بدانند گوری که کنده اند مدفنی برای ریچارد فرای نخواهد شد بلکه آماده است تا افکار مریض و مالیخولیایی شما را دفن کند.

صاحب نیوز

این هم سند خساست اصفهانی ها در سال ۶۱

صرفا جهت اطلاع این روزنامه ی وابسته به منابع قدرت و ثروت عرض می شود که همین مردم اصفهان که شما به آنان نسبت های ابلهانه می دهید در روز 25 آبان سال 61 چنان غوغایی در گذشتن از جان به پا کردند که از ابتدای شهر تا میدان امام (ره)، گل های پرپر مردم بود که روی دستانشان بالا و پایین می رفت. همین جا بود که امام امت فرمودند:"شما در کجای دنیا می‌توانید جایی را مثل اصفهان پیدا کنید؟ همین چند روز پیش فقط در شهر اصفهان حدود 370 نفر را تشییع کردند، مع‌ذلک همین شهید داده‌ها و داغ دیده‌ها همچنان به خدمت خود به اسلام ادامه می‌دهند."


 

مریم ابراهیمی دینانی دوشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۳
موسوی‌بجنوردی در گفتگو با جماران:
موسوی بجنوردی بر خلاف فتوای مشهور فقیهان می گوید: تعدد زوجات در صدر اسلام برای مسائل شهوت رانی نبوده است، بلکه تماما ازدواج های سیاسی بوده است و از هر قبیله ای یک همسر اختیار می کردند آن هم بخاطر حمایت آن قبیله از ایشان.
به گزارش مشرق به نقل از جماران، آیت الله موسوی بجنوردی پدر همسر سید حسن خمینی و مدیرگروه فقه و حقوق پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی در گفت و گویی، مشروعیت همسر دوم را در شرایط امروز به گونه ای جدی زیر سوال می برد و با تأکید بر این که همسر دوم مصداق شکنجه همسر اول است؛ دیدگاهی بر خلاف فتوای مشهور فقیهان را در این باره مطرح می کند.

سوال: در استنباط شما از آیات و روایات با در نظر گرفتن عنصر زمان، بر اساس شرایط امروز آیا همسر دوم از منظر فقهی و شرعی می تواند مشروعیت داشته باشد؛ به طور کلی دیدگاه شما درباره راه حل های رعایت حقوق زنان در قوانین مرتبط با ازدواج چیست؟

موسوی بجنوردی: قباله های 12 شرطی ازدواج را من درست کردم. یکی از آن شروط را از کانون انگلستان – آمریکا گرفتیم، آن هم مبنی بر این که اگر مردی زنش را طلاق داد، باید نصف دارایی خود را به زن بدهد. دراروپا این طوری است که اگر زن طلاق داد، زن باید نصف دارایی خود را به مرد بدهد و اگر هم مرد طلاق دهد، او باید نصف داراییش را به زن بدهد که ما آمدیم و تنها بخش دوم آن را گرفتیم. یعنی اگر مردی زن خود را بدون عذر موجهی طلاق داد باید نصف دارایی خود را که در زمان زناشویی تحصیل کرده است را به زن بدهد. یادم است آیت الله صافی گلپایگانی به ما گفتند، این چه قانونی است که شما وضع کردید؟ این کار باعث می شود تا خانم ها کیسه بدوزند.

ما در جواب گفتیم هدف ما از این کار، ابتدا کاهش آمار طلاق است و دوم این که زن خانه بعد از چند سال زندگی اگر طلاق بگیرد باید جایی برای زندگی داشته باشد. خوشبختانه آمارهای بعدی نشان داد که این کار ما سبب شد تا طلاق کاهش چشم گیری پیدا کند.

مرحوم آقای گلپایگانی فرمود که بگذارید تا نصف. یعنی این که تا نصف دارایی خود را بدهد. الان هم اگر در پیش نویس های موجود نگاه کنید می بینید اون "تا" هست و کمی هم رنگش با باقی کلمات جمله فرق می کند.

مجلس قصد تصویب قانونی را داشت که با توجه به آن، مرد برای ازدواج دوم، دیگر نیاز به اجازه همسر اولش نداشت. من شدیدا با این قانون مخالفت کردم و گفتم، این کار برای همسر اول مصداق شکنجه است و شبهه شرعی هم دارد. قرآن می فرماید: در صورت برقراری عدالت می توانید همسر دیگری اختیار کنید. حال من از شما می پرسم مرد 50 ساله ای که زن 20 ساله می گیرد، می تواند بین این دو عدالت برقرار کند؟



ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی دوشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۲
نامه خواندنی مادر سه شهید اصفهانی به کاترین اشتون

سفر اشتون به اصفهان بهانه ای شده است تا مادر ۳ شهید اصفهانی برای وی نامه ای بنویسد و وی را مورد خطاب قرار دهد. 


 حاجیه خانم بحرینیان خواهر و مادر شهید اصفهانی که برادر و 3 فرزندش را برای آبیاری و حفظ نهال انقلاب و لبیک به فرمان امام خمینی فدا کرده، نامه ای را به مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا نگاشته است که مطالعه آن حقایق سنگینی را به خاطر مدعیان حقوق بشر می آورد.


در ادامه متن این نامه می آید:


سرکار خانم اشتون!

سلام علیکم


به رسم اینکه میهمانید به شما خوش آمد می گویم، اما از تعارفات می گذرم و سر اصل مطلب می روم؛


خانم اشتون من به نمایندگی از تمام مادرانی که فرزندان برومند خود را در دفاع مقدس و انقلاب خویش از دست داده اند، این چند خط را برای شما می نویسم. مادرانی که هنوز که هنوز است، بسیاری شان چشم انتظار یافتن نشانه ای یا گرفتن خبری از جگرگوشه شان هستند.


خانم اشتون!

شما به شهری پا گذاشته اید که در هر محله و کوچه اش یادگاری از جنگ با عراق دارد. شما به سرزمینی آمده اید کهشهدایش کماکان در آسمان ایران می درخشند. ای کاش در کنار بازدیدهای تفریحی خود، سری هم به گلستان شهدای اصفهان می زدید. ای کاش به گلستان شهدا می رفتید و می دید که حمایت های بی دریغ کشورهایی که شما به نمایندگی از آن به ایران سفر کرده اید چه بر سر جوان ها و فرزندان این کشور آورده است. کاش می رفتید و نگاهی به سنگ قبرها می کردید و سن های آن ها را  می دید. 16، 15، 14، 13 سال!


نمی دانم زمانی که کشورهای متبوع شما به صدام حسین، سلاح و بمب شیمیایی می دادند، شما کجا مشغول فعالیت بودید، اما ای کاش سری هم به جانبازان شیمیایی می زدید تا کاردستی آمریکا و اروپا تان را از نزدیک ببینید.


خانم اشتون!

آیا میدانید از دست دادن فرزند چه ضربه سنگینی برای یک مادر است؟ ولی شاید به خود اجازه نداده اید که بدانید در ایران مادران زیادی هستند که سه یا چهار یا بیشتر فرزندان خود را در راه خدا و به فرمان امام خمینی ( ره ) فدا کرده اند تا نگذارند دولت صدام حسین و حمایت های آمریکا و اروپا ضربه ایی به اسلام و انقلاب و ایران وارد کنند و بدانید اگر دوباره میدان جنگی فراهم شود و همه دنیا در برابر ایران اسلامی قد بکشند، باز هم با تمام توان و به ندای حضرت امام خامنه ای لبیک میگوئیم و دهان استکبار از نوع اروپا و آمریکا و ... را خواهیم بست.


خانم اشتون!

شنیدم در ایران دم از حقوق بشر زده اید و با فعالان زن دیدار داشته اید! خوب است ولی کدام حقوق بشر؟! اگر منظورتان حقوق بشری است که شما میگوئید و در آن انسان ها را قتل عام می کنند و سر می برند و جگرشان را می خورند، باید بگویم این حقوق بشر ارزانی خودتان و اگر منظورتان کرامت نفس بشری، نوع دوستی و صلح بین جوامع است، باید گفت ایران و ایرانی استاد، معلم و مبلغ این حقوق بشر است و باید خود را دانش آموز این کلاس بدانید. ما طعم حقوق بشر شما و رهبرانتان را با تمام وجودمان حس کرده ایم. فرزندان به خاک خفته من و دیگر مادران این سرزمین گواه خوبی برای حقوق بشر شما هستند.


خانم اشتون!

از دیدار با فعالین زن گفته اید. شما با کدام فعالین زن دیدار کرده اید را نمی دانم، اما زنان این سرزمین کسانی هستند که 8 سال تمام جگرگوشه هاشان را به میدان فرستادند تا به فرمان امام خود لبیک گفته باشند. زنان این سرزمین مادرانی هستند که بعد از 30 سال که از پسر خود تنها یک پلاک به دستشان می رسد، زیر تابوت خالی پسر را می گیرد و می گوید هرچه دارم فدای انقلاب و رهبرم.

خانم اشتون!

در پایان باز می گویم که ای کاش سری هم به مزار شهدای ما می زدید، چراکه در این صورت معنی این جمله آخر مرا بهتر درک می کردید؛

ما همچنان برای سربازی در راه رهبرمان آماده ایم، نه عقب نشسته ایم و نه دشمنی ها و خصومت هایتان را فراموش کرده ایم، روزی که فرمان برسد، چنان در برابرتان خواهیم ایستاد که تاریخ بدر و عاشورایی دیگر را در صفحه خود ثبت کند.


با احترام

صدیقه سادات بحرینیان

مادر شهیدان محمد، اکبر و ابالفضل فخفوری

خواهر شهید سیدرضا بحرینیان


...................

پایان پیام/ 218

http://abna.ir/data.asp?lang=1&id=512659

مریم ابراهیمی دینانی پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲
شما می گویید پوپولیست، ما می گوییم دموکراسی!

یکی نیست به این آقای سریع القلم بگوید ؛ چرا وقتی نوبت به جمع کردن رای مردم می شود، بنّا و بزّاز و تاکسیران و رفته گر و ... همه قشرهای مردم می شوند فهیم و با بصیرت و باشعور با درک بالای دینی و سیاسی و مدام از فهم سیاسی مردم تشکر می شود که آراء رای دهندگان را به بالای 85 درصد و 70 درصد رسانیدند و تو دهنی به دشمنان یاوه گوی منتظر فتنه زدند  و به به وچهچه و... اما وقتی رای گیری ها تمام می شود و دیگر نیازی به نظر مردم نیست، می شوند بی سواد بی بصیرت که از قضا حق اظهار نظرهم  ندارند؟!!!

چندی پیش محمود سریع القلم، مشاور رئیس جمهور در برنامه ای که توسط موسسه فرهنگی امام موسی صدر برگزار شده بود به نقد پوپولیسم پرداخت.

وی پوپولیسم را یک ویژگی برجسته در ایران دانست و ضمن زیر سوال بردن تربیت ایرانی گفت: تربیت عقلی در خانواده ما که بسیار ضعیف است نمی گوییم نیست، در مدرسه که خیلی جایگاه ندارد، در صحنه عمومی و رسانه ها هم که نیست.

مشاور رئیس جمهور در توهینی کم سابقه، تربیت مردم ایران را بسیار پایین می داند و می گوید: « خیلی طبیعی است که من غریزی، احساسی و پوپولیستی تربیت بشوم. صدا و سیما هم که چقدر به این جریان کمک می کند، می رود از یک لبو فروش می پرسد نظر شما درباره برنامه هسته ای چیست؟، این خیلی اثر می گذارد.

یا یک راننده تاکسی که از ۵ صبح تا ۱۲ شب باید در این خیابان ها بدود تا هزینه ۳ بچه دانشجویش را درآورد، سر چهارراه از او می پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته ای و مذاکرات ژنو چیست؟ او چه دانشی دارد که یک واکنش منطقی به این سوال بدهد.»

این اظهارنظر که گویا عذرخواهی ای هم تا کنون در برنداشته، واکنش ها و اعتراضات زیادی را در بین رانندگان تاکسی در برداشته است.

اگر نمی دانی ، بدان

آقای سریع القلم به لطف اقتصاد مملکت و بودجه ای که برخی ازیقه سفیدها و یقه آبی ها و یقه صورتی ها بالا می کشند، و خدماتی که برای جوانان ما فراهم نمی شود تا شغل مطابق مدرک شان را پیدا کنند، از قضا اکثرا راننده تاکسی ها لیسانس به بالا هستند.

چند روزی از دید اشرافی گری ات پایین بیا و بین همین مردم چرخی بزن متوجه خواهی شد که چقدر سطح سوادت را باید بالا ببری تا هر سخنی را نگویی که همین مردم مسخره ات نکنند که فلانی چقدر بی سواد است و از قضا چه پستی را به او داده اند!!




ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲
یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. 

وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند... یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل...

 همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند... ما هم برای خودمان خوشیم! مثلا از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. 

توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند . مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. قبول کنیم؛ مرد ها صبرشان از ما بیشتر است.

 وقت هایی که داد می زنند. وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند . وقت هایی که چکشان پاس نمی شود. وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمی دهند وقت هایی که عرق کرده اند .

وقت هایی که کفش شان کثیف است. تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوست مان دارند و ما همیشه فکر می کنیم که نکند من را برای خودم نمی خواهد . برای زیبایی ام می خواهد. نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... 

مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما. من فکر میکنم مرد ها، واقعا مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالا دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. 

کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است. میم مثل مرد .. گاهی مثل همه سنگ های صبور

مریم ابراهیمی دینانی یکشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۲
حالا چند جمله فحش بدهیم و برویم کربلا!!

حالا باید از مداحان معروف اینگونه سوال کرد که وقتی بزرگان دین به رعایت ادب در مقابل دشمن اینگونه توصیه کرده اند؛ با دوست چگونه باید برخورد کرد؟ آیا انتقادات و پیشنهادات خود را باید با لحنی توهین آمیز و خلاف شأن یک شیعه امیرالمومنین گوشزد کرد؟!

صدای پای قافله می آید. دیگر دیر شده است. خبری از مسلم به حسین بن علی(ع) نرسید. صدای “حسین جان کوفه نیا” در همان ثانیه های شلاق خوره و کبود جاماند. حالا دیگر حسین عزم سفر دارد. با زن و فرزند و با همان طفل شش ماهه آب نخورده دنیا ندیده؛ به دیار مردمانی که بیدار نشده خفتند. به دیاری که برق سکه و برق شمشیر در پستوهای خانه نهانشان کرد تا در کوچه پس کوچه هایشان جز جغد طمع و بی خیالی و بی قیدی نپرد. اما به اینها چکار وقتی وفا وادب عباس هست و صبر و عشق زینب؟ و از کربلا و حادثه کربلا جز این نمی توان آموخت و جز این نمی توان انتظار داشت.


و سال های سال است که عاشورا و محرم به دل این مردم گره خورده است. وقتی صدای پای محرم می آید دل ها بیقرار می شود. طاق و نصرت ها چیده می شوند و علم و کتل ها به نشانه ادب و وفای به امام حسین چشم ها را می نوازد.

وقتی سیاسی بازی ها حرمت منبر را می شکند

اما متاسفانه عده ای از مداحان به زعم خودشان مرید اهل بیت، تنها چیزی که از جلسات عزای امام حسین به ارث نبرده اند رعایت حرمت و ادب است.

خالی کردن حب و بغض های سیاسی و جبهه گیری های حزبی شان در جلسات امام حسین کار درستی نیست. گرچه از سیاست گفتن و از سیاست شنیدن بجا است.



ادامه مطلب...
خانم نماینده اگر حرفی برای گفتن نداری ؛ مثل بسیاری از نمایندگان مجلس خمیازه بکش و رای ممتنع بده.فقط خیالپردازی نکن؛ تا خوراک خنده دیگران نشویم. به جای خیالپردازی راه حلی ارائه بده که جلوی اختلاس گران پشت میزنشین گرفته شود؛ زنان ما سال هاست که یک جفت النگوی شان را برای مخارج زندگی شان فروختند.


مجلس  این روزها محل ومقر دانشمندانی!!! است که چپ و  راست یا قانون هایی (نمونه سخیف و تاسف بارش؛ ازدواج سرپرست با فرزند خواند؛ درست مثل مفتی های وهابی) وضع می کنند که دل آدمی را به درد می آورد و یا رویاپردازی هایی می کنند که آدمی از داشتن چنین اندیشمندانی در راس مجلس به خود می بالد!!!

این بار نماینده ای زن در نطق پیش از دستور خود اظهار داشته که با فروش طلای زن های ایرانی می توان بانک های آمریکایی را خرید؛

خانم اندیشمند بسیاری از زنان این جامعه ای که من در آن زندگی میکنم؛ همان یک جفت گوشواره و النگوی خود را به دلیل مشکلات شدید مالی فروختند؛ شاید شما و اطرافیانتان ثروت وسوسه انگیزی از داشتن طلا وجواهرات داشته باشید ؛ اما من کیف بیش از نیمی از زنان این جامعه که قشر متوسط اند و به برکت جراحی اقتصادی به زیر خط فقر قل داده شده اند را خالی از این ثروت می دانم.

بهتر است به جای  این رویاپردازی های کودکانه به راه حلی محکم مبنی بر بازپس گیری پول های دزدیده شده توسط اختلاس گران شیک کت شلواری ، با دزدی های بی دردسرشان فکر کنی وراهی برای به بن بست رسیدن  نقشه های دزدی شان بعد از این

اگر هم حرفی برای گفتن نداری ، مثل بسیاری از نمایندگان مجلس خمیازه بکش و رای ممتنع بده. و یا لااقل به قانون های هم ردیف وهابی اعتراض کن.فقط اسباب خنده دیگراه را فراهم نکن.

اما  تابناک طی گزارشی با عنوان خانم نماینده در کیف خود چقدر طلا دارید؟ چنین عنوان کرد که  فاطمه آلیا در نطق میان دستور خود در قسمتی از سخنانش مدعی شده بود که با نیمی از طلاهای بانوان ایرانی می توانیم بانک‌های آمریکایی را بخریم که با این حساب هر زن ایرانی باید بیش از 2میلیارد تومان داشته باشد.

خانم نماینده در کیف خود چقدر طلا دارید؟ روز گذشته خانم فاطمه آلیا در نطق میان دستور خود در قسمتی از سخنان خود مدعی شده بود که با نیم از طلای بانوان ایرانی می توانیم بانک‌های آمریکایی را بخریم.به گزارش اعتدال با کمی محاسبه سرانگشتی می توان به اختلاف آشکار این محاسبه اقتصادی خانم نماینده پی برد.اگر نرخ هر گرم طلای 18 عیار به قیمت روز را 99 هزار و 100 تومان در نظر بگیریم، نرخ هر کیلوگرم طلا معادل 99 میلیون و 100هزار تومان خواهد شد.





ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲
وقتی بیت المال در پوسته دین حیف و میل می شود!!

کجای حرف امیرالمومنین که مبنی بر ساده زیستی و عدالت است را در زندگی مان با آب طلا نوشتیم؟ و در مرام مان و منش و رفتارمان جاری کردیم؟ که اینگونه مس گونه رفتار می کنیم؟

نمی دانم اگر امیرالمومنین علی علیه السلام این نهج البلاغه طلاکوبی شده را جلوی دیدگانش می دید چه عکس العملی نشان می داد؟

در حالی که تمامی سخن امیرالمومنین دوری از تجمل گرایی و رسیدگی به محرومان و فقراست حالا چشم مان به یک نهج البلاغه طلاکوبی شده روشن شد تا عمل به رهنمودهای حضرت علی و سفارشات دین در قالب احادیث و روایات در جهت زندگی سالم و درست را در پوسته دین ببینیم و عکس همه  توصیه های ضد تجمل گرایی عمل کنیم!

معلوم نیست اهل بیت برای چه اینهمه خون دل خوردند و سختی کشیدند  و دین را اشاعه دادند؟ آیا جز این بود که عدالت برقرار و ثروت تقسیم شود؟ آیا جز این است در کلامشان که «فقر» دیوار به دیوار کفر است؟ و آیا جز این است که تمام تلاش شان این بود که بی عدالتی و فقر را از بین ببرند؟

نقل است که علاء بن زیاد حارثی از یاران امام صلوات الله علیه بود که در جنگ بصره زخمی شد؛ امام علی(ع)

برای عیادت او به خانه اش رفت، و از دیدن وسعت خانه اش در شگفت شد، فرمود:

این خانه به این وسعت را در دنیا چه می کنی؟! تو که در آخرت به آن بیشتر نیازی داری؟!!، بعد فرمود: بلی می توانی این خانه را پلی قرار بدهی برای رسیدن به آخرت، بدین سان که در آن از میهمانان پذیرائی کنی، در آن صله ارحام به جای آوری، حقوق واجب و مستحب از آنجا به محل های خود برسد، در این صورت با این خانه به آخرت رسیده ای – اگر آنچه را که خدا داده در آنکه خدا فرموده مصرف کنی برای تو ضرری نیست….

اما حالا باید پرسید این نهج البلاغه مطلا که از قضا وزیر ارشاد هم از آن رونمایی کرد کجای کار دنیا را می گیرد و کجای کار آخرت را؟

این نهج‌البلاغه در۵۷۰ صفحه در اندازه ۴۷ در ۷۷ سانتی‌متر با خط نسخ ایرانی به مدت یکسال توسط علی‌رضا بهدانی کتابت شده است. در این اثر نفیس ۶۰ ورقه طلای ۸ در ۸ سانتیمتری در هر صفحه استفاده شده است که جمعاً ۳۴ هزار و ۲۰۰ ورقه طلا برای تولید این نهج‌البلاغه استفاده شده و هزینه تولید آن ۱۱۰ میلیون تومان برآورد شده است.

این ۱۱۰ میلیون تومان هزینه ازدواج آسان چند جوان را تامین می کرد؟




ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲

پسر همت! من پدر شهیدی ندارم وبرادری شهید و یا دایی و عموی شهید...


سنگینی بار حرفی که به دلت نشسته بود از بی ادبی یک گول خورده منتسب به امام را در نوشته سایت "مشرق نیوز" خواندم. و می دانم که اگر جنگی شود امثال شما پیشتاز خواهید بود.چراکه غیرت و مردانگی در وجود عده ای ژنتیکی است.گرچه عده ای دیگر خلاف این را ثابت کرده اند.اما هیچ گاه کلاه گشاد سرخانواده شهدا و شهدا نرفت؛ وقتی جلوی گلوله رفتند تا از ناموسشان و از مرزو بومشان دفاع کنند. ؛ چرا که رسم ومرام انسان های آزاده همین است.

پسر همت! من پدر شهیدی ندارم وبرادری شهید و یا دایی و عموی شهید...


اما وقتی گذرم به گلستان شهدا می افتد، دلم می سوزد.اینقدر سخت وجانسوز در غم تمامی جوانانی که زیر خروارها خاک خوابیده اند دلم می گیرد که زانوانم سست می شود وکنار قطعه ی شهدای گمنام بر روی سکویی ساعت ها می نشینم وقلبم آرام نمی شود.دلم می سوزد برای جوانی این فرشتگان خوش غیرت آسمانی که از همه چیزشان گذشتند تا من و امثال من راحت وآسوده زندگی کنیم.انگار قلبم را ماری خفته زخم می زند.می سوزم و دوباره آرام می شوم تا دوباره زخمی و دوباره سوختنی.

تو راست می گویی.گویی کسی حرمت شهدا و خانواده شان را نمی داند.تنها چند پوستر در سطح شهر وچند عبارت از یک وصیت نامه .... این شده ممر درآمد عده ای که از شهدا و خاطراتشان پلکان ترقی ساخته اند و کسی هم نمی داند و نمی خواهد بداند که عده ای در این کوره راه زندگی که کمرشان زیر بار جنگ خرد شد، چه رنجی می کشند؟!

به خیابان ها که نگاه می کنم ، ساپورت پوشان هزار رنگ با هزاران عشوه و آرایش گویی رنگی از خط بی خیالی بر سرخی خون شهدا می پاشند.

و در دستگاه های دولتی ، گاهی بی حرمتی وبی خیالی شان به شهدا وجانبازان دل آدم را به درد می آورد.آنقدر که آدمی دلش می خواهد سرش را محکم به دیوار بکوبد که اینها را چه شده ؟ و پست ومقام تا چه حد باید از شرایط آسمانی ایثار و شهادت دور شان کرده باشد.

اما تو غصه نخور.چرا که شهدا عند ربهم یرزقونند... گرچه شخصی به واسطه انتسابش به امام (ره) به زعم خودتان درفشانی کرد و زمینه را برای اراجیف گویی عده ای آن طرف آب نشین فراهم کرد؛ و خیلی از ایدئولوژیک ها و اعتقادات و آرمان ها را زیر سوال برد؛ اما آرمان ها اینقدر بزرگ ومتعالی اند که با اراجیف یک  آدم گول خورده و منزوی که دلش میخواهد دیده شود، از هم نمی پاشد.

هنوز هستند کسانی که وقتی نام شهدا می آید دلشان مثل کبوتر بتپد و گلویشان را بغض بگیرد.قدر خون شهدا را اگر پشت میز نشین ها ندانند مهم نیست؛ همین مادران و پدران عادی .همین مردان وزنان بی ادعا.همین آدم های از دنیا بریده؛ همین به قول عده ای پابرهنگان انقلاب که دلشان برای آرمان هایشان بتپد کافی است.نه به دنبال پست ومقامی می گردند ونه عکس های جبهه و جنگ شان را آرشیو کرده اند برای روز مبادا تا انتخابی دیگر وانتخاباتی دیگر...
خدا کافی است. سرور دو عالم سیدالشهدا کافی است...

پسر همت! من ایمان دارم اگر جنگ شد؛ همین پسران ابرو برداشته فاق کوتاه صف اول جنگ اند؛ گرچه شک دارم عده ای از پشت میزنشین ها خود و فرزندانشان را در پستوی خانه  پنهان نکنند.

اگر جنگ شد امثال تو دوباره فرمانده رزم می شوند؛ این کار را هر خوش غیرت و دینمداری انجام می دهد.نه شما گول خورده اید نه شهدا.گول خور واقعی کسانی هستند که آخرتشان را به جیفه پست دنیا  فروختند.

مریم ابراهیمی دینانی دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲
 

 

قانون هایی نانوشته...!

متاسفانه عدم وجود قانون و مقررات شفاف و قوی برای انتخابات شورای شهر ، معضلی است که دامنگیر شورای شهر و روستاشده است.چندی است که شاهد حضور شخصیت های عجیب و غریب در این حوزه هستیم.آدم های متخصص و شایسته و تحصیلکرده در حاشیه قرار می گیرند و مجری دست چندم دست و جیغ و هورای برنامه کودک می شود منتخب مردم...

 

و حال سوال اینجاست که آیا کشورهای پیشرفته هم چنین انتخاباتی را در راس مهمترین امورشان برای اداره طیف فکری ودستوری مردمشان به کار می گیرند؟آیا خنده دار نیست به جای اینکه آدم های تحصیلکرده وصاحب فکر؛ بر سر کار بیایند و تغذیه فکری و طرح و برنامه هایشان به بدنه جامعه تزریق کنند؛ کسانی بردور صندلی شورای شهر می نشینند که تعجب همه را بر می انگیزند وتنها تجربه شان خندانیدن کودکان بوده است؟آیا جای آن نیست که با قانون مشخص و مدون این آفت را که دامنگیر شورای شهر شده است را پاک کرد تا خدایی ناکرده در آینده دچار مشکلات متعدد نشویم؟قانون پیشگیری قبل از درمان کارایی اش کجاس؟آیا این حوزه باید درگیر معضلات خسته کننده شود تا برایش فکری کرد؟!

آیا قوانین و مقررات جای بازبینی ندارد؟آیا این روند جای سوال و تعجب برای خود مسولان ندارد؟برخی از این کاندیداهای محترم هم قول ها و وعده هایی به مردم داده اند که اصلا در قوطی هیچ عطاری ای پیدا نمی شود و بیشتر به یک وعده تبلیغاتی دروغ و غیرواقع تبدیل می ماند.آیا  صرف داشتن یک تریبون کوچک در تلویزیون باعث ایجاد حق رای برای برخی می شود؟

 بهتر نیست درست مثل کاندیداهای ریاست جمهوری ؛ انتخابات شورای شهر هم به رفراندومی ملی وعقلانی گذاشته شود و با پخش و بازپخش برنامه ها وطرح های کاندیداها  و تحلیل وعده وعیدهایشان برای مردم ؛ از ورود معضل به این فضا جلوگیری شود.

این بی برنامه گی و بی خیالی در حوزه شورای شهر عدم رسمیت واهمیت این حوزه را می رساند.که اگر چنین نیست چرا غیر متخصص ها با چهار بنر تبلیغاتی راهی شورا شدند؟

قوانین شورا با چه کسانی به شور گذاشته می شود که انتخاب نامزدها باید بر اساس چند بنر باشد؟!!

این روزها تشریفاتی بودن این حوزه بیش از پیش خودنمایی می کند....!

 



ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲
دم خروس یا قسم حضرت عباس؟!


برگرداندن یک جام دروغین و تقلبی نه تنها حسن نیت نیست؛ بلکه توهینی آشکار به ملت ایران است. دست دوستی دراز کردن به سوی ملت ایران آن هم با دستکش چدنی؛ خواسته دیرینه آنها برای آشتی و دوستی با ایران را برباد می دهد...
.


محمدعلی نجفی چندی پیش با جام شیردال وارد ایران شد؛ و جلوی دوربین از شیرعقابی رونمایی کرد که گفته می شد آمریکایی ها برای نشان دادن حسن نیت شان به ایرانی ها بازگرداندند و بسیاری آن را نماد صلح خواندند. اما چند روز نگذشت که ابرها کنار رفت و جام در تقلب درخشید. خبر تقلبی بودن این جام را ماسکارلا کارشناس موزه متروپولیتن آمریکا منتشر کرد. وی ادعا کرده بود که این مجسمه تاریخی کپی شده از اصل است؛ و این نمایانگر این است که این مجسمه به خوبی مورد تجزیه و تحلیل کارشناسان میراث فرهنگی آمریکایی قرار گرفته تا بی مهابا خبر تقلبی بودن آن را منتشر کنند و مثل همیشه بی صداقت بودن آمریکایی ها در روابط آشکار شود.




ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲

نمی دانم چرا به محض شنیدن خبر تصویب ماده ای که اجازه ازدواج سرپرست با فرزند خوانده را ممکن می کند (با اجازه دادگاه و مصلحت فرزندخوانده) ناخودآگاه به یاد این روایت جالب و البته فاجعه آمیز تاریخی از فتحعلی شاه افتادم!
 از فتحعلی شاه قاجار با قریب هزار زن عقدی و حرمسرایی بزرگ، به عنوان هوس بازترین پادشاه تاریخ ایران یاد می شود. درسایه‌ حکمرانی چنین فردی، با دو عهدنامه ننگین گلستان و ترکمانچای، هفده ولایت قفقاز از ایران جدا شد.

وی بر اثر تمرین و ممارست، در ارزیابی جنس لطیف دیده بصیرت یافته و مرغوب را از نامرغوب به سهولت تشخیص می داد! نقل است که روزی با مشاهده دخترکی سه، چهار ساله که در گوشه چهارباغ گریه می کرد، جمال آینده او را دریافت و به حرم سرایش فرستاد تا ده، دوازده سال بعد با لقب تاج الدوله، عزیزترین زن او گردد...! 

نمی دانم چرا به محض شنیدن خبر تصویب ماده 27 لایحه حمایت کودکان بی سرپرست و بد سرپرست در مجلس شورای اسلامی که اجازه ازدواج سرپرست با فرزند خوانده چه درزمان حضانت و چه بعد از آن را ممکن می کند (با اجازه دادگاه و مصلحت فرزندخوانده) ناخودآگاه به یاد این روایت جالب و البته فاجعه آمیز تاریخی از فتحعلی شاه افتادم! 

این قانون چنانچه از سوی شورای نگهبان تایید شود، بیشتر بسترساز ازدواج پدرخوانده با دختر، یا دست کم اجازه تصور چنین امری است چرا که ازدواج مادرخوانده و پسر، با واقعیتهای امروزی جامعه ما از احتمالات ضعیفی برخوردار است. نمی دانم چگونه می توان از مهر پدر و مادری به اشتیاق زناشویی تغییر حاصل کرد؟

به زعم قانونگذاران کشورمان، ظاهرا از نقشی که بر پایه محبت، ایثار و از خودگذشتگی بنا شده است میتوان به نقشی قدم گذاشت که به تصریح و تاکید شرع و عرف و علم، بر پایه پاسخگویی به نیازهای غریزی و کسب لذت های حلال جنسی و تولید مثل استوار شده است!

کدام مصلحت به نفع فرزندخوانده می تواند توجیه کند که یک رابطه الهی و تمام ثواب، تبدیل به رابطه زناشویی شود؟ دیروز پدر، امروز همسر! مگر غیر از این است که وظیفه یک پدر اعم از خوانده یا ناخوانده، حمایت مادی و معنوی از فرزندش است به نحوی که پناهگاهی برای فرزندش باشد و فرزند خوانده مخصوصا دختر خوانده با پشتیبانی پدرانه احساس امنیت و آرامش کرده و به سوی کمال حرکت کند؟ 

حال تصور کنیم پدرخوانده با چرخش نگاه، شیفته و طالب معاشقه با دختر شود . برای اینکه وی را ناچار به ازدواج با خود کند، دست از حمایت او برداشته و به قول معروف این روزهای کشورمان، تحریمش کند! دختری که جز پدرخوانده کسی را ندارد که اگر داشت دختر خوانده نمیشد! به فرض اینکه خود دختر آزادانه طالب و راضی به این امر شود، آیا فطرت و وجدان بشری، عزیمت دختر خوانده از گهواره و آغوش پدرانه به حجله و زفاف همان پدر  را درک می کند؟


ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲
 

اما اینکه این روزها عده ای با کوبیدن بر میخ هخامنشی آن را تمدن ایرانی می نامند جای سوال دارد! در حالیکه تمدن ایران فراتر از این هاست! و چرا به طور مثال از تمدن پارت و ساسانیان صحبت به میان نمی آید؟

.

صاحب نیوز- مریم ابراهیمی دینانی

این روزها جنگ نرمی شتاب گرفته است که هویت ملی و قومی مان را در مقابل هویت دینی مان قرار داده است و از این جنگ پر خطر و دو دستگی ها سود می برند و عده ای هم دانسته و ندانسته به این دو دستگی ها دامن می زنند. در این شکی نیست که ما یک قوم آریایی با تمدن چندین هزار ساله هستیم. روزگاری که آمریکای پرمدعا کشف نشده بود ما تمدن داشتیم. اشعار سعدی مان را بر سر در سازمان ملل  نوشتند و دستور منشور کوروش مان اولین دستور حقوق بشر بوده و نقل محافل است.

اما این افتخارات هیچ منافاتی با هویت مذهبی و دینی مان ندارد. اینکه دین حضرت رسول(ص)، در میان قومی به قول عده ای امی ظهور کرد خود نوعی معجزه است؛ چرا که اگر این دین در بین ایرانیان ظهور می کرد کمتر کسی باور داشت.




ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی سه شنبه نهم مهر ۱۳۹۲

نرمش قهرمانانه ؛ عبارتی بود که رهبر معظم انقلاب چندی پیش در آستانه برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل در نیورک و در دیدار با فرماندهان سپاه عنوان کردند.ایشان نرمش قهرمانانه را تاکتیکی استراتژیک خواندند و اینگونه عنوان کردند که یک کُشتی گیر فنی نیز برخی مواقع به دلیل فنی نرمش نشان می‌دهد؛ اما فراموش نمی‌کند که حریفش کیست و هدف اصلی او چیست؟

اما عبارتی که ایشان به کاربردند، حاکی از آن بود که مسوولان و متولیان دیپلماسی، خود به خوبی می دانند که به کارگیری «نرمش قهرمانانه» و حفظ آن برای تحقق اهداف روابط بین الملل لازم است.

به کارگیری این مفهوم در روابط بین الملل حال حاضر، با حفظ شان جمهوری اسلامی ایران و حفظ حقوق هسته ای که حق مسلم مردم ایران است، در دستور کار مردان سیاست قرار گرفت تا تعبیر رهبری از این مفهوم آشکار شود.

سخت گیری بیش از حد و نچیدن میدان بازی و کنارنیامدن و به عبارتی بستن همه راهها به سوی مذاکره این روزها صلاح امور نیست؛ گرچه عده ای «نرمش قهرمانانه» را به مفهوم «صلح امام حسن»

تعبیر می کنند؛ اما در موضع گیری های رییس جمهور و وزیرامور خارجه اینگونه به نظر نمی رسد؛ چرا که حق مسلم هسته ای در بیانات هریک مورد تاکید واقع شد وشان جمهوری اسلامی مورد توجه قرار گرفت؛ ضمن آنکه ظلم های مکرر آمریکا بر ایران در طول تاریخ هم در مصاحبه ای با شبکه آمریکایی یادآوری شد؛ پس عملا صلحی صورت نگرفت

اما آنچه در این میان مورد بحث است ؛ فحاشی وهتاکی عده ای افراطی مخالف دیپلماسی رهبری است که با کفش وتخم مرغ و ناسزا در فرودگاه مهرآباد تهران به استقبال رییس جمهور رفتند.سوال این است که این افراد افراطی از چه محلی پشتبانی می شوند؟ سازمان یافته و یا خودجو ش وکاسه داغ تر از آش هستند که اینگونه به خود اجازه دادند به شخص اول مملکت، بعد از رهبری، تعرض کنند؟ این عده چگونه منافع مملکت و مردم را نمی بیینند و یا درک آنها پایین تر از رعایت شوون است؟

آیا اینگونه افراد اخلال گر و مبدع ایجاد فتنه نیستند وآیا نباید با آنها برخورد جدی کرد؟

این اتفاق بی درنگ وقایع غائله قم  در 22 بهمن سال گذشته را در اذهان زنده  می کند. زمانی که علی لاریجانی قصد سخنرانی داشت و عده ای با پرتاب کفش و دیگر اشیا از رییس مجلس پذیرایی کردند.


برخی می گفتند آن اقدامات خودجوش بوده است. اما پس از گذشت مدت زمانی کوتاه مشخص شد که آن اقدام کاملا سازماندهی شده بوده است و برخی از اعضای جبهه پایداری و حلقه پرتو در آن دست داشته اند.

بر هم زدن جلسه سخنرانی علی لاریجانی با واکنش منفی رهبر معظم انقلاب، مراجع تقلید و فعالان سیاسی کشور روبه رو شد. همین واکنش ها موجب شد که پشت پرده آن غائله سریع روشن شود.

حالا هم بهتر است پشت پرده این هتاکی بی شرمانه برملا شود..


 


 

مریم ابراهیمی دینانی یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲

شهرم این روزها عجیب بوی گل می داد. ومن در قطعه های رنگین کمانی گلستان شهدا؛ سر در ضریح شهیدی لبخند می چیدم. و دوباره  شهرم شهید پرور شد.و یادم افتاد به گفته حضرت امام: کجای دنیا را می توان دید جز اصفهان که در یک روز 300 شهید تششیع شود...؟لاله های جامانده از خانه را تششیع کردند.اینجا باد پاییز آدم را بیقرار می کند. و من موج جمعیت را دیدم که زخم های کهنه شان سرباز کرده بود.بچه که بودم با این صحنه ها آشنا بودم اما حالا انگار غریب تر بود و جانسوز تر...و باز باد پاییزی چادرم را رقصاند.صدای آوایی می آمد...کجایید ای شهیدان خدایی...بلاجویان دشت کربلایی...

و صدای افتادن قطره اشکی از چشم مادری داغدیده درسکوت.مثل شکستن بلوری در حجم سخت ثانیه هایی که سخت می گذشت. وباد سخت تر پیچید در اسرار زمین.




ادامه مطلب...
مریم ابراهیمی دینانی یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲

 قانون ازدواج سرپرست ها با فرزندخوانده ها قانون کثیفی است که پیشنهاد و تاییدش نشانه بوالهوسی است.آنان که جهاد نکاح را مسخره می کنند و قانون های مفتی های وهابی را به سخره می گیرند ؛ جایی هم در این کشور دارند؛ سراغشان را در گوشه ای از مجلس بگیرید!!!

الگوی یتیم نوازی امیرالمومنین علی علیه اسلام در این کشور اسلامی چنان غریب شده است که دیگر یتیمی امنیت ندارد ونمی تواند آروزی داشتن خانه و اتاق پر از اسباب بازی و آیدنه ای روشن داشته باشد.چراکه دیر یا زود خواب آرام شبانه اش در کابوس تعرض هایی که در قاب قانون جا گرفته است ؛ دوباره یتیمی وبی کسی اش را به رخش می کشد

کشور دچار مشکلات فراوان است اما انگار عده ای بر صندلی های تصمیم گیری جز به پایین تنه نمی اندیشند


افسوس! کاش صدای رهبر انقلاب در می آمد...تشری می خواهند این مفتی های ایرانی...


 

مسول اینهمه فحاشی به حضرت امام کیست؟

چندی پیش داشتم به دیالوگ کاردار سفارت انگلیس در فیلم قلاده های طلا در مورد فرزندان بورسیه شده برخی مسئولین فکر می کردم


"ما سیصد ساله توی این مملکتیم و نرفتیم. می دونی چند نفر از دست اندر کاران این کشور خودشون یا بچه هاشون در دانشگاه های بریتانیا تربیت شدند؟ یا در استرالیا و کانادا که هنوز مستعمره بریتانیاست.
آینده این کشور در دستان بچه هایی است که ما تربیت می کنیم.
پدرو مادرشون جرات برخورد با ما رو ندارند. ما تازه شروع کردیم برای همه ارکان حکومتیشون از حوزه و مرجعین تا دانشگاه و مجالس و دولت برنامه ریزی کردیم. 
پس بدون ما نمی ریم...اینا میرن."

آیا طبق  دیالوگ بالا این خطر حالا متوجه بیت امام  نیز هست؟ آیا انتظاری که از نواده های حضرت امام در رعایت پوشش در کشورهای بیگانه داریم ، بیجاست؟آیا می خواهند با ایجاد شک و تردید میان مردم  و حضرت امام و تفکراتی وی که به خاطر انقلاب کردند، شکاف ایجاد کنند؟ 

آیا حق به جانب نواده های پیر انقلاب است و آزادند که هر گونه دوست دارند و هر جا دوست دارند درس بخوانند و پوشش اختیار کنند؟ آیا مجبور نیستند مثل حضرت امام فکر کنند و مثل او به مقوله مذهب بنگرند 

 و یا اینکه حضرت امام و مکتب اوست که مظلوم واقع شده است؛ حتی در بیت خود...

رهبری که  برایمان سنبل بیزاری از کفر و بلاد کفر بود و خوی کوخ نشینی را به کاخ نشینی ترجیح می داد؛  حالا  نواده هایش کنار پرچم انگلیس و در کشور مستمره های انگلیس با حجابی که مورد قبول  نیست، عکس یادگاری می گیرند.

اما هر چه هست؛ مهم این است که بیت امام نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند با این عمل چه شک و شبهه ای را در انتخاب راه کسانی که اعتقاد محکمی به راهی که جلوی پایشان گذاشته اند را ندارند می گذارند و بهانه جویی از اینکه چرا حجاب برای ما اجباری است و برای نواده های انقلاب اجباری نیست ، را سرفصل جدل بزرگ می کنند.

اما آنان که راه حضرت امام را با همه وجود پذیرفته اند و مصمم به ادامه آن هستند، دلشکسته می شوند از اینکه چرا بعد از ریخته شدن اینهمه خون برای انقلاب و کشته شدن اینهمه جوان برای این مملکت حالا نواده های حضرت امام در کشورهای بیگانه درس بخوانند و حجاب شان دستاویز بهانه جویی های داخل و خارج شود؟مگر در همین کشور جمهوری اسلامی نمی شود درس خواند؟

اما در هر دو حال گذاشتن عکس فتوشاپی که سعی در پوشاندن حجاب نصفه نیمه دختر به دست مادر است؛ خشمی است که هر دو طیف را به واکنش واداشته است و شیرینی مدال  آوردن این دختر معصوم و نخبه را به تلخی فرو برد. دختری که مادرش طی اظهار نظری او را مشتاق به  جلسات هفتگی تفسیر قرآن  می داند؛ در حالیکه پوشیدن ساپورت و ....در مقابل نامحرمان  خارج از بحث قران است؛ گرچه خارج از عرف کانادا نیست.

اما نوه ی  امام خمینی رحمه االه علیه بداند؛ با گذاشتن یک عکس فتوشاپ شده توهین هایی را از زبان هرزه گویانی روانه حضرت امام کردد که دل را می آزارد و بدون شک مسوول چنین توهین های رکیکی به روح مطهر حضرت امام، شخص اوست و  بدون شک روح پدر بزرگش  را هم آزرده خاطر ساخته است.

‎Omid Velayat's photo.‎


مریم ابراهیمی دینانی سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲

تزریق موقت یک مسکن موقت جزو اصل و برنامه هایی شده که برخی از مسولان به جای اندیشیدن راهکارهای اصولی و ریشه ای به تسکین دردهایی یی می پردازند که روزی مثل یک غده سرطانی باید به جنگش بروند.ترویج ازدواج موقت از جمله مواردی است که متقفق القول برای جوانان نسخه می پیچند.و چنان مردان متاهل را از این دستاورد غیر دینی شاد کرده است که  گاهی در کنار همسر و فرزندانش نگاه هرزه می فروشد.و خریدارنه وارسی ات می کند. بازاری که برای نکاه های هرزه داغ شد و این گویا دیگرحق مسلم آنها شده چرا؟چون به آنها اجازه داده شده تا در کنار هر چند تا زن صیغه ای که می خواهند باشند.در حالیکه ازدواج موقت هیچ ربطی به مردان متاهل ندارد و شرایط خاص خودش را می طلبد.

 رحیم پور ازغدی چندی پیش در میان جمع عروس و دامادها به نکته جالب اشاره کرد که گویا هیچ کس زحمت بررسی بر روی آن را به خودش نمی دهد.

وی گفت: عبدلله ابن یقطین از امام کاظم

علیه السلام پرسیدند: شرایط ازدواج موقت چیست؟

حضرت خطاب به وی فرمودند: تو که زن دایم داری برای چه می پرسی؟ربطی به شما ندارد.

یقطین گفت:فقط می خواهم شرایطش را بدانم.

حضرت فرمودند:دانستن شرایط موقت برای تو که زن دایم داری ضرورتی ندارد.خداوند برای تو خانه ای محل آرامش قرار داده است و نیاز تو را با زن و فرزند مهیا کرده بنابراین ازدواج موقت ربطی به شما ندراد.

پور ازغدی همچنین گفت: روزی خبر به امام سجاد علیه اسلام رسید که فلانی که زن و فرزند دارد هر چند وقت یکبار با زن دیگری است.

حضرت با او پیام فرستاد ؛ تو که زن دایم داری حق گذراندن وقت خود را با زنان دیگر نداری.

حضرت در ادامه گقتند: کاری نکنید که مردم نسبت به دین بدبین شوند و ما را نفرین کنند که این احکام را شما آورده اید...

اما گویی مسولان و دینمداران چندان که باید مردم  را با احکام درست صیغه موقت آشنا نکرده اند. و نگاه های کنجکاوانه و حق مسلم آقایان را روانه زن هایی کرده که بزرگان آنها را" ریحانه"  نامیدند.

چگونه موجودی حساس و ظریفی که حتی برای پوشش تنش "چادر " تعریف می کنند تا  از نگاه های هرزه در امان بماند برای پوشش روح و روانش چیزی تعریف نشده است.

زن چگونه از بیم حقی که به نادرست برای همسرش تعریف شده در امان بماند و خسارت های روانی که این خلقت ظریف الهی می خورد را چه کسی پاسخگوست.

ازدواج موقت سهم مردان و زنانی است که همسران خود را از دست داده اند و یا توان ازدواج دایم را ندارند که آن هم باز  شرایط خاص خودش را دارد اما مسولان با توجیه نکردن مردم شرایط سوء استفاده را فراهم کرده اند.

از کنار خیابان که بگذری و گوش هایت پچ پچ هوس بازی های عده ای منفعت جو را بشنود قیمت می شنوی و پوزخند..و یک دنیا بغض از اینهمه هرزگی و بی غیرتی...انگار راه هوا، برای هوس بازی هایشان تیری می اندازند شاید شد. متاسفانه جامعه درگیر هرزگی هایی شده که هیچ کس برایش راه حلی نمی اندیشد  و تنها به عنوان مطالبی می پردازند که مسولیت پذیری جوانان و تعهد و فکر تاهل را در آنها می کشد و تنوع طلب را رواج می دهد.

مریم ابراهیمی دینانی شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲
فروپاشی کانون خانواده  و بالارفتن آمار طلاق یکی از معظلاتی است که این روزها جامعه اسلامی ما را تهدید می کند. اما بر هیچ کس پوشیده نیست که ماهواره یکی از مخرب ترین اثرات را در فروپاشی خانواده داراست. باب کردن خیانت و ریختن قبح ان در شبکه ای از پیش طراحی شده ای چون فارسی وان، تنها و تنها با هدف بی بنیان کردن خانواده ها باب شده است؛ اما پس از ماهواره شاید یکی از مهمترین دلایل کم رنگ کردن وفاداری و گذاشتن پای خانواده بر روی پوسته خربزه، قانون های افسارگسیخته ای است که بدون هیچ تفکری و صرفا جهت خوشامد طیف خاصی از جامعه، کانون خانواده را مبدل به مکان ناامن و مملو از خیانت کرد.

شاید سال 87 بود که لایحه چند همسری با حذف لایحه هایی که حق قانونی زن بود فشار و استرس و از جهتی دیگر بی بندوباری را روانه خانواده ها کرد.

لایحه هایی که نقل محافل  و تبدیل به یک استخوان زیر زخم شد تا در جامعه کنونی اثرات مخربش را ببینیم و مقوله مهم و حساس «وفاداری به همسر» پیش از پیش به نام قانون!!! رنگ ببازد؛ و زن نیز متقابلا در برابر بی وفایی وخیانت همسر به زندگی به اسم قانون، عکس العمل هایی را برای خانواده روایت کند که این روزها نتیجه اش را می بینیم.آنچه در ادامه می آید قوانین چندین سال پیش است که تحت عنوان لایحه چندهمسری تقدیم مجلس شد و دست گل مجلس هم متعاقبا تقدیم به خانواده ها شد:


«کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس هشتم در حالی در دومین ماه کاری خود، کلیات لایحه حمایت از خانواده را بدون هیچ تغییری به تصویب رساند که نمایندگان مجلس هفتم تمام تلاش خود را کرده بودند تا این لایحه جنجال برانگیز در مجلس قبلی مطرح نشود. طبق ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده، مردان فقط به شرط دارا بودن تمکن مالی حق ازدواج های مجدد دارند و شرط موافقت همسر اول که تا پیش از این در قانون وجود داشت، حذف شده است. مخبر کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس هشتم در روز ۱۸ تیرماه از تصویب کلیات این لایحه در کمیسیون خبر داده بود؛ خبری که به دلیل هیاهوهای موجود در عرصه سیاست داخلی و بین المللی از چشم رسانه ها دور ماند. امین حسین رحیمی به ایسنا گفته بود؛ لایحه حمایت از خانواده برای اجرایی شدن بند «۳» از اصل ۲۱ قانون اساسی تنظیم شده و هدف آن حمایت از خانواده و جلوگیری از فروپاشی بنیان خانواده است. موسی قربانی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با تایید این خبر به اعتماد گفت؛ «کلیات این لایحه در شور اول بدون هیچ تغییری به تصویب رسیده است.» وی در پاسخ به دلیل حذف نشدن ماده ۲۳ به رغم کلیه جنجال آفرینی ها و بحث برانگیز بودن این ماده گفت: «این ماده، کاملاً مطابق شرع است و جنجال را هم شما ایجاد کردید. این ماده شرعی است و در مجلس هم به تصویب می رسد و هیچ کس جرات و حق مخالفت با آن را ندارد.» انتقادهای صورت گرفته به این لایحه تا آنجا گسترده شده بود که بسیاری از نمایندگان مجلس هفتم از تصویب نشدن یا تغییر ماده ۲۳ این لایحه سخن گفته بودند، اما قربانی درحالی با تاکید بر تصویب این لایحه در مجلس هشتم سخن می گوید که در تماس اعتماد با وی در ماه های پایانی عمر مجلس هفتم، اطمینان داده بود که عمر مجلس هفتم کفاف رسیدگی به این لایحه را نمی دهد و به همین دلیل هرگونه بحث در این مورد را منتفی دانسته بود.

لایحه حمایت از خانواده از معدود لوایحی است که قبل از طرح در صحن علنی مجلس با موج گسترده یی از انتقادات و اعتراضات روبه رو شد. این لایحه در روز چهارم شهریورماه سال گذشته در کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح شد. پخش محتوای این لایحه علاوه بر اعتراض های شدید مدافعان حقوق برابر و فعالان زن، موجی از اعتراضات و انتقادهای گروه های مختلف سیاسی را هم به همراه داشت؛

اعتراض دبیر جامعه زینب و زنان اصولگرای مجلس، نامه اعتراض آمیز جمعی از تشکل های زنان به مجلس هفتم، بیانیه دوهزار نفر از مدافعان حقوق برابر، بیانیه جبهه مشارکت و فتاوی آیت الله صانعی در اعتراض به برخی مفاد این لایحه. اما اعتراض ها فقط در حد مخالفت باقی نماند و جمعی از تشکل های صنفی زنان در نامه اعتراض آمیز سرگشاده یی خطاب به نمایندگان مجلس، ۲۳ اشکال لایحه حمایت از خانواده را فهرست کرده و مجموعه پیشنهادات و دیدگاه های ارائه شده توسط صاحبنظران و کارشناسان در میزگردهای تخصصی را مطرح کردند به این امید که «با تعامل لازم و تبادل دیدگاه ها و نظرات کارشناسی و با رفع نگرانی های موجود، منافع زنان و به تبع آن منافع جامعه بیش از پیش تضمین شود.» پیش از این محمدحسین فرهنگی نایب رئیس کمیسیون حقوقی مجلس هفتم به اعتماد گفته بود؛ «فضای کنونی مجلس به طور مشخص با مواد ۲۳ و ۲۵ مخالف است که یکی به اجازه ازدواج مجدد مردان بدون اجازه همسر اول برمی گردد و دیگری هم گرفتن مالیات از مهریه موقع ثبت ازدواج. به همین دلیل امکان تصویب این دو ماده از لایحه بسیار ضعیف است.» وی البته این قول را هم به اعتماد داده بود؛ «هر وقت لایحه حمایت از خانواده در کمیسیون حقوقی مطرح شود، نمایندگانی از جانب فعالان زن برای طرح انتقادات و نظرهایشان در این کمیسیون حضور یابند.»

هرچند دامنه اعتراض ها به این لایحه که کارشناسان آن را گامی در جهت تزلزل بنیان خانواده ذکر می کردند تا آنجا گسترده شد که جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه، از دولت خواست ماده ۲۳را از لایحه حذف کند چون در لایحه ارائه شده قوه قضائیه به دولت، این ماده وجود نداشته است و نمایندگان مجلس هفتم با تردید از مطرح شدن این لایحه در مجلس هفتم صحبت می کردند تا با موکول کردن آن به مجلس هشتم، در قبال مخالفت های صورت گرفته از خود سلب مسوولیت کنند، اما این لایحه به زودی در صحن علنی مجلس مطرح خواهد شد.»

جامعه بی بنیان وخیانت پیشه امروزی نتیجه کف و هورای مجلسی ها برای تصویب تیشه هایی بود که به ریشه خانواده زده شد.


پیج رنک

آرایش